تبليغاتX
فناوري اطلاعات در آموزش وپرورش
 استرالیا و بهره‌گیری از فناوری اطلاعات در نظام آموزشی

هر یک از ایالتها و مناطق هفتگانه استرالیا دارای وزیر آموزش و پرورش جداگانه‌ای هستند. در عرصه ملی نیز این وزارتخانه‌ها شورایی وزارتی در زمینه آموزش، اشتغال، تربیت و امور جوانان را تشکیل می‌دهند. شورای مزبور (MCEETYA) نقش اساسی را در ترسیم سیاستها، اهداف و مقاصد ملی دارد. اجرای سیاستهای ملی شورای مزبور در ایالتها و مناطق مختلف بر عهده وزارتخانه‌های محلی یاد شده است. هدف اساسی استرالیا در زمینه توسعه فناوری اطلاعات در مدارس به‌صورت زیر تصریح شده است:
در نظام آموزشی هنگامی که دانش‌آموزان از مدرسه فارغ‌التحصیل می‌شوند، باید در به کارگیری فناوریهای نوین، بویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات مطمئن، خلاق و بهره‌ور باشند و تاثیر آن فناوریها را در جامعه بخوبی درک کنند. سیاست استرالیا در به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش مبتنی بر تحقق نقش آموزش و پرورش در تقویت "جامعه‌ای عاری از تبعیض، خلاق و دانشمدار در عرصه اقتصادی است ... آموزش و پرورش نیز باید همگام با رشد دانشمداری جامعه استرالیا و پیوند آن با دیگر نقاط دنیا توسعه یابد."
فناوری اطلاعات به‌منظور بهبود و افزایش کیفیت، دسترسی و کارایی هزینه‌ای ارائه آموزش با آموزش و پرورش ممزوج شده است. این امر منافع زیادی را به‌دنبال دارد که از آن جمله می‌توان به ایجاد شبکه‌های حرفه‌ای یادگیری در سازمانهای مختلف به‌منظور مواجهه بهتر با چالشهای رقابت جهانی اشاره کرد. برای دستیابی به این چشم‌انداز مشترک دانش‌آموزان، معلمان و نظام آموزش استرالیا، شورای ملی آموزش و پرورش بر اولویتهای زیر تاکید کرده است:
ـ کسب اطمینان از ایجاد فرصتهای لازم برای تمامی فراگیران در استفاده موثر آنان از فناوریهای نوین توسط آموزش و پرورش؛
ـ پشتیبانی از کارکنان آموزش و پرورش در برخورداری از مهارتهای لازم به‌منظور بهره‌گیری بهینه از قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در انتقال یادگیری؛
ـ دسترسی موثر و کم‌هزینه به اینترنت توسط تمامی فراگیران بدون توجه به موقعیت جغرافیایی آنان؛
ـ ترویج همکاری در راستای توسعه و انتشار محتوای دیجیتال آموزشی مطلوب، خدمات و برنامه‌های کاربردی که فراگیران را قادر به بهره‌گیری بیشینه از منافع آموزشی از طریق بر خط می‌کند که این امر منجر به توسعه بازار و افزایش درآمد صادراتی خواهد شد؛
ـ تسهیم فعالیتها و پژوهشهای پیشرو در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات؛
ـ همکاری و هماهنگی با سطوح مختلف سازمانهای دولتی برای کسب اطمینان از توسعه سیاستها و چارچوبهای قانونی پشتیبانی از درک اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش.
راهبردهای شورای ملی آموزش و پرورش استرالیا مبتنی بر پیگیری فعالیتهای هماهنگ در تمامی بخشهای آموزش و پرورش است. تا به امروز، چهار طرح راهبردی ملی مورد ملاحظه قرار گرفته است: طرح عملیاتی آموزش و پرورش ملی، طرح عملیاتی بخش آموزش و پرورش فنی و حرفه‌ای، طرح عملیاتی بخش آموزش عالی، طرح عملیاتی بخش آموزش مدرسه‌ای و یادگیری در دنیای بر خط.
برای تحقق اهداف، شورای ملی آموزش و پرورش استرالیا به تشکیل گروه کاری ویژه نظارت بر عملکرد آموزش ملی (NEPMT) مبادرت کرده است که وظیفه آن، توسعه معیارهای کلیدی برای نظارت بر اهداف ملی مزبور و ارائه گزارشهای منظم در این زمینه است. این گروه در سال ۲۰۰۰ فعالیتهایش را با تعیین معیارهای نظارتی و ارزیابی مزبور شروع کرد. در گزارش مربوط به‌طور مفصل به محتوای یادگیری مهارتها و دانش به‌عنوان نتایج فعالیتها، معیارهای روند و منابع جمع‌آوری داده‌ها، راهبرد نظارت بر چارچوب مهارتها و دانش فناوری اطلاعات و ارتباطات، ساختار نظارتی و هزینه‌ها و منافع ناشی از برنامه نظارتی اشاره شده است.
در سال ۲۰۰۱، گروه کاری مزبور طی گزارشی به تشریح ویژگیهای نظامهای اطلاعاتی و ارتباطی لازم برای دسترسی، جمع‌آوری، دستکاری و ارائه اطلاعات پرداخت. در همین سال، شورای ملی آموزش و پرورش استرالیا اقدام به تشکیل گروه کاری جدیدی کرد که وظیفه آن، سنجش عملکرد فعالیتها و ارائه گزارشهای مربوط بود. در واقع، گروه مزبور موظف به پیگیری پیشنهادهای گروه قبلی است و انجام فعالیتهای تخصصی‌تر را در این راستا مورد ملاحظه قرار می‌دهد. از مهمترین اقدامات گروه اخیر که طی گزارشی در سال ۲۰۰۲ ارائه شد، می‌توان به ایجاد چارچوبی برای سنجش معیارهای کلیدی عملکرد بر اساس پیشرفتهای مربوط به دستیابی به اهداف ملی مورد نظر در مدارس و توسعه چارچوبی برای ارائه گزارشهای مربوط به فعالیتهای مزبور اشاره کرد. گزارش یاد شده هر ساله ارائه می‌شودو منعکس‌کننده سازوکارهای موثر در بهبود عملکرد برنامه‌ها و عوامل درگیر در آن است.

|+| نوشته شده توسط محمد عبادی در سه شنبه 19 آذر1387 و ساعت 14:30  
 تحول نظام آموزشي در سايه فن آوري اطلاعات و ارتباطات

استفاده از "ICT" (فن آوري اطلاعات و ارتباطات) در جهان امروز منجر به تغيييرات اساسي و عمده اي در امر آموزش و يادگيري شده است. نخست اينكه ، ارائه فراوان اطلاعات، فهم و ادراك و تصور دانش آموزان از جهان را دگرگون مي سازد، دوم؛ توزيع وسيع و قابليت دسترسي آسان به اطلاعات ، رابطه بين آموزگاران و دانش آموزان را تغيير داده است، و سوم ؛ انعطاف پذيري ، ابعاد فضا وزمان در محيط سايبرنتيكي ، حيات آموزشي بشر را دگرگون مي سازد. تمام اين تغييرات گواه اين امر هستند كه "ICT" به تدريج به عنصر ضروري براي اصلاحات آموزشي و نوآوري هاي جامعه كنوني بدل شده است، و نظام آموزش مار ابه عصر آموزش الكترونيكي (E-Learning) نزديك مي كند. شكي نيست كه در آينده اي نزديك "ICT" فرصت هاي جديدي براي آموزگاران پديد مي آورد، زيرا اين پديده قادر است به تنهايي و به طرز قدرتمندي از ابداعات ونو آوري هاي آموزشي حمايت كند. كاربرد "ICT" در امر آموزش ، چالش هاي جديد و جديدتري را در برابر معلمان قرار مي دهد، آنها نه تنها بايد مهارت هاي استفاده از "ICT" را بياموزند، بلكه بايد چگونگي طراحي دستورالعمل هاي نوين را از طريق ادغام "ICT" با برنامه آموزشي فرا گيرند. منطقاً ، دانشجويان مراكز تربيت معلم نيز كه در آينده در شغل با ارزش معلمي اشتغال خواهند يافت، بايد كاملاً براي كاربرد "ICT" درامر آموزش آماده باشند. چرا كه هم اكنون مسؤولان و سياست گذاران كشورهاي مختلف متقاعد شده اند كه برنامه آموزش پيش از خدمت معلمان، بدون وجود "ICT" نمي تواند يك برنامه آموزشي كامل تلقي شود. به موازات اينكه "ICT" به طور فزاينده اي به عنصر ضروري واساسي در اصلاحات آموزشي و نو آوري در واحدهاي آموزشي تبديل مي شود شرايط حاضر ضرورت بهبود آموزش پيش از خدمت معلمان را در زمينه "ICT" مطرح مي سازد از آنجاييكه نوشته حاضر بر مسائل مربوط به آموزش پيش از خدمت معلمان پيرامون "ICT" تمركز مي كند، ابتدا مشكلات مربوط به نگرش هاي موجود در رابطه با آموزش پيش از خدمت معلمان در زمينه "ICT" مورد بحث قرار خواهد گرفت و نمونه هايي از راه حل هاي موقت براي مسائل ومشكلات موجود ارائه خواهد شد. سپس بر پايه تجربيات به دست آمده در زمينه آموزش "ICT" براي معلمان شاغل در مراكز تربيت معلم، يك برنامه آموزشي جامع به منظور آموزش پيش از خدمت معلمان در زمينه "ICT" در چارچوب فرهنگ هاي مختلف ارائه مي شود. بخش اول: مشكلات كنوني آموزش پيش از خدمت معلمان براي فراگيري "ICT" دانشگاهها و مراكز تربيت معلم براي رويارويي با چالش آموزش الكترونيكي و فن آوري اطلاعات وارتباطات "ICT" ، تلاش هاي فراواني را جهت تقويت توانايي ها و قابليت هاي دانشجويان خود در امر "ICT" انجام داده اند. در ژوئن سال ۱۹۹۹ ميلادي، بيش از ۹۹ درصد از دانشگاه هاي تربيت معلم چين، آموزش رايانه را به عنوان يك واحد آموزشي اجباري اعلام كردند، و حدود ۷۶ درصد دانشگاه ها دفاتري رادر رابطه با "ICT" تأسيس كرده اند. برنامه آموزشي پيشنهادي براي دانشجوياني كه در آينده معلم خواهند شد، مشتمل بر چهار بخش دروس پايه، دروس تخصصي ، تئوري هاي آموزشي و آموزش عملي است كه معمولاً در سال آخر تحصيل وزماني كه دانشجويان به مدت ۲ تا ۴ ماه به صورت آموزشي به عنوان كارورز به مدارس مي روند،صورت مي گيرد. * در كشور چين از دهه ۱۹۹۰ ، دو دسته دوره هاي فني "ICT" نيز به برنامه آموزش پيش از خدمت معلمان اضافه شد (شكل ۱ ب ) . دسته اول در گروه مباني "ICT" قرار مي گيرد كه شامل بخش هايي چون مباني رايانه، برنامه نويسي، ابزارهاي نرم افزاري، و برنامه هاي شبكه اي است. دسته دوم كه به زمينه هاي تخصصي به فن آوري اطلاعات وارتباطات مرتبط مي شود، شامل بخش هايي چون ابزارهاي آموزشي، آموزش بر مبناي رايانه (COMPUTER-BASED_ Training) يا C.B.T و برنامه ريزي بر اساس سيستم هاي چند رسانه اي يا مالتي مديا (MULTIMEDIA) متمركز است. آموزش براي آينده (T.F.F) Training for the future برنامه آموزشي T.F.F كه براي معلمان شاغل در مدارس طراحي و ايجاد شده است. مي تواند برنامه آموزش پيش از خدمت معلمان را نيز در بر گيرد. بازتاب سخنان معلماني كه در دوره هاي آموزشي T.F.F را طي كرده اند نشان مي دهد كه تمامي شركت كنندگان در اين دوره ها نه تنها از چگونگي عملكرد فن آوري اطلاعات و ارتباطات "ICT" آگاه شده اند ، بلكه عميقاً نيز دريافته اند كه ادغام "ICT" در برنامه تدريس مي تواند اثرات يادگيري را افزايش داده و قابليت تفكر را به سطح بالايي برساند. همچنين باعث مي شود تا معلمان برنامه هايي را براي دروس مختلف تحت عنوان درس افزار "CourseWare" طراحي كنند كه فن آوري نوين به خوبي در آن ها ديده شده باشد. آموزش فن آوري اطلاعات و ارتباطات "ICT" رمز اساسي موفقيت آموزش هاي تكنيكي در دنياي آينده خواهد بود. نتايج حاصل در زمينه نگرش جامع نسبت به آموزش پيش از خدمت معلمان پيرامون "ICT" را مي توان به شرح ذيل جمع بندي و نتيجه گيري كرد: .۱ برنامه ريزي درسي بر مبناي "ICT" در دانشگاهها و مراكز آموزشي ۲ . ادغام آموزش هاي نظري و فعاليت هاي تربيتي و عملي ۳ . تركيب فعاليت عملي و فكري ( يعني تلفيق فكر و دست)، يادگيري وآموزش توأم با فعايت هاي ذهني همانند نوآوري و خلاقيت، انجام كارهاي گروهي، همساني با ساير فراگيران، و تعمق پيرامون يادگيري انفرادي و گروهي. ۴ . آموزش براي انتقال مفاهيم يعني روند آموزش بايد تا حدامكان تحت پشتيباني "ICT" بوده و عناصر ونوآوري هاي حوزه تدريس بر مبناي "ICT" طراحي شده باشند، به نحوي كه فراگيران بتوانند از اين عناصر براي طراحي در روند تدريس و تهيه درس افزارها "Course Ware" استفاده كنند.

  طبقه بندي فعاليت ها بين نظريه ها، فن آوري ها و شيوه هاي تربيتي ، هماهنگي و انسجام بهتري ايجاد كرده است. .۴ ويژگيهاي آموزش براي آينده (Training - For The _ Future پروژه T.F.F كه توسط شركت معظم اينتل پايه گذاري شده است، معرف يك تلاش بين المللي است تا از طريق تربيت معلمان ، قابليت هاي آنان رابراي كاربرد "ICT" در كلاس هاي درس بهبود داده و تقويت كنند. هدف اصلي اين برنامه درسي اين است كه معلمان مدارس بايد بياموزند كه چگونه قوه يادگيري دانش آموزان را براساس پرسش و جست وجو افزايش داده و به طور مؤثر كاربرد رايانه را در برنامه درسي آنان وارد كنند. به طوري كه دانش آموزان بتوانند يادگيري و دانش خود را تا سرحد ممكن افزايش دهند. «از سال ۲۰۰۰ ميلادي، بيش از ۱۸ هزار معلم در كشور چين بااين روش آموزش ديده اند». مباني نظري و طراحي دوره براي آموزش"ICT" براساس T.F.F به صورت زيرساماندهي شده است. .۱ فعاليت هاي علمي و عملي (كاربردي ) و «سخنراني آموزشي » وتهيه مطالب و موارد كمك آموزشي در تهيه رسانه هاي مكتوب وغيرمكتوب. .۲ طبقه بندي فعاليت هاي آموزشي : طبقه بندي فعاليت هاي آموزشي در برنامه ريزي درسي به كمك "ICT" شامل بخش هاي مختلف است كه انواع برنامه هاي عملي و نظري را در بر مي گيرد، بطور مثال مي توان از: * نظريه هاي آموزشي "Learning theories" * جستجوي اطلاعات "Searching information" * انتشار ونشر منابع آموزشي مطالعاتي "Discussing Pedagogical Issues" * طراحي برنامه هاي درسي "Designing Lesson Plan" * طراحي خلق آثار الكترونيكي ودرس افزارها "Creating E- Lerning Swbject" &"Course Wares" * ارزشيابي انفرادي وارزشيابي كارهاي گروهي "Individuad&Team Group Evaluation" * ارتباطات / انتشارات "Comunication/ Publishing" نام برد. * بسياري از اين فعاليت ها مستلزم بهره گيري از داده هاي آموزشي هستند. اين فعاليت ها تا حدودي عناصر اساسي تشكيل دهنده روندهاي آموزشي مبتكرانه را در بر مي گيرند. اين عناصر عبارتند از «يادگيري مبتني بر تحقيقات » ، «يادگيري مبتني بر منابع» ، و «ارزيابي و بررسي با رويكرد عمل و اجرا» * تجربه نشان داده است دانشجوياني كه طي اين روند تربيتي تجربه نوگرايي را كسب كرده باشند، عناصر نوين آموزش را درجريان تدريس خود نيز منتقل خواهند ساخت. سخنراني هاي نظري (Theoretical Lecturer) : اين بخش شامل ۸ سخنراني آموزشي مي شود، هر سخنراني چشم اندازهاي جديدي رادر رابطه با كاربرد "ICT" درامر آموزش مطرح مي كند، و باالگوهاي نوين آموزشي به كمك فن آوري هاي جديد مي پردازد، ونكات زيرروش «شناسانه حساس» را براي طراحي سيستم هاي خلاق يادگيري مورد بحث قرار مي دهد. تأمين تجهيزات آموزشي Support Materir : اين بخش شامل مجموعه اي از ابزارهاي درسي از جمله نمونه الگوهاي درسي، نمونه هاي طرح درس، نمونه هاي كارهاي گرافيكي وآثار الكترونيكي دانشجويان و سرفصل هاي مربوط به ارزيابي و ارزشيابي راشامل مي شود كه براي پشتيباني از فعاليت هاي عملي مختلف طراحي شده اند. .۲ الگوي مشترك براي برنامه درسي فن آوري اطلاعات وارتباطات "ICT" دوره «فن آوري اطلاعات و ارتباطات ، بر پايه كاربرد "ICT" در حوزه آموزش طراحي مي شود در طراحي اين گونه برنامه هاي درسي بايد سعي شود كه: * تئوريهاي آموزشي «نظريه ها» بيش از حد مورد بحث قرار نگيرند و عمدتاً كاربرد فن آوري اطلاعات و ارتباطات "ICT" در حوزه آموزش مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند. * "ICT" وكاربردهاي آموزشي آنها به خوبي معرفي شوند. * برا ي طراحي تدريس نوگرايانه با پشتيباني فن آوري اطلاعات و ارتباطات "ICT" فوق العاده با اهميت جلوه داده شوند. به طور خلاصه ، مشكل اصلي اين گونه برنامه هاي درسي ، اختلاف وتباين در نظريه هاي گوناگون، فن آوري هاي عمده اطلاعات و ارتباطات "ICT" و اجراي اين گونه برنامه هاي آموزشي در مرحله عمل است. براساس تلاش هاي تحقيقاتي درسال هاي اخير، برنامه هاي درسي جديد در رابطه با فن آوري اطلاعات وارتباطات "ICT" طراحي شده است ونقطه تمركز آن بر كاربرد آموزش "ICT" و تلاش براي ايجاد همگرايي در نظريه ها، فن آوري ها واجراي فنون تربيتي در مدارس است اين برنامه درسي شامل سه بخش زير است: پيش به سوي يك نگرش جامع (رويكرد در هم تنيده) با شناخت مشكلات موجود دررابطه با آموزش پيش از خدمت معلمان در امر "ICT" ، در طي سه سال گذشته راه حل هاي جديدي نيز عرضه شده است و تجربه هاي قابل ملاحظه اي در زمينه دستيابي به يك نگرش جامع «رويكرد در هم تنيده Integrated Approach» براي آموزش "ICT" به دست آمده است. در ادامه بحث سه نمونه آزمايشي را كه مي تواند به عنوان راه حلي موقتي براي مشكلات فوق الذكر قلمدادشود شرح مي دهيم. ۱ . تأسيس دانشكده هاي خاص تربيت معلم "ICT" آموزش پيش از خدمت معلمان آينده كشورها را پيرامون "ICT" ، رقم مي زند اين مراكز مي توانند در فضايي به مساحت تقريبي ۲۵۰۰ متر مربع احداث شده، وشامل كلاس هاي درس مالتي مديا، آزمايشگاه هاي شبكه اي براي استفاده از (CA) Computer Aided Learning ، آزمايشگاه هاي توليد وسايل آموزشي ، مركز توليد رسانه اي ، و نيز آزمايشگاه هاي ميكروتيچينگ (Microteaching) باشند. تسهيلاتي كه در اين مراكز عرضه مي شوند مي تواند امكانات و فعاليت هاي آموزشي وعملي را به طور همزمان براي حدود ۳۰۰ نفر دانشجو فراهم كند. برنامه هاي درسي شاخصي كه در اين گونه مراكز عرضه خواهد شد شامل «مباني رايانه و نرم افزارهاي شبكه هاي كامپيوتري» ، «طراحي وسايل آموزشي» ، «سيستم هاي چند رسانه اي» ، «آموزش از راه دور» ، «طراحي و اجراي برنامه هاي آموزشي رايانه اي» و نظاير آن ها مي شود. دانشجويان طي دو مرحله آموزش مي بينند در مرحله اول ، آنها از طريق برنامه اي عملي مربوط به مطالعه نظريه هاي آموزشي معاصر و شيوه هاي كاربردي "ICT" ، را مي آموزند.در مرحله دوم ، آنها در آزمايشگاه هاي خاص Micro Teaching ، تركيب علوم و فنون را با كار آموزشي آتي خود در مدارس، به طور عملي تجربه كرده و با ارائه درسي افزارها (Course Wares)فن تعليم و تربيت را اجرا مي كنند. اين نگرش پيوند خوبي ميان آموزش و يادگيري فن آوري با فعاليت آموزشي عملي ايجاد مي كند. در كشور چين تا پايان نوامبر ۲۰۰۱ ميلادي، بيش از ۲۵۰۰ دانشجو از دانشگاه هاي تربيت معلم آموزش "ICT" ، ديده اند. يكي از دانشجويان رشته زيست شناسي پس از گذراندن دوره آموزشي خود گفت: «اين دوره تربيتي دانش فراواني درباره "ICT" وكاربرد آن در حوزه آموزش به من آموخت اين امرباعث شده است تا هنگامي كه براي تدريس به مدرسه مي روم ، اعتماد به نفس بيشتري داشته باشم». مباني "ICT" دوره هاي مباني (پايه اي ) فن آوري (تكنولوژي ) آموزشي دوره هاي آموزش رايانه دوره هاي تخصصي (ICT) تمرين هاي عملي آموزشي شكل ۱ . نمونه اي از طرح «افزايش و پيشبرد» فن آوري در آموزش پيش از خدمت معلمان اما، در رابطه با نگرش «افزايش و پيشبرد» دوره هاي تكنولوژيكي مشكلاتي نيز بروز كرده است ، زيرا: * مباني «ICT » توسط استادان علوم رايانه اي تدريس مي شود، لذا تنها مسائل فني موردبحث قرارگرفته وهيچ چيزي در رابطه با كاربردهاي آموزشي فن آوري آموخته نمي شود. * دوره هاي فن آوري آموزشي به شيوه هاي سنتي تعليم داده مي شوند و شواهد چنداني در رابطه با استفاده از فن آوري هاي نوين جهت نوآوري هاي آموزشي ديده نمي شود؛ و بنابراين: * دانشجويان نمي دانند زماني كه وارد كلاسهاي درس درمدارس مي شوند چگونه از فن آوري نوين اطلاعات وارتباطات ICT دركلاسهاي درس استفاده كنند، زيرا آنها در زمينه كاربرد ICT در برنامه آموزشي خود از قبل تمرينات، مهارتهاي لازم را كسب نكرده اند. همانگونه كه مي بينيم، درشيوه كنوني آموزش پيش از خدمت معلمان، فن آوري بطور مجزا از مطالعه متون تخصصي، نظريه هاي آموزشي و نيز آموزشهاي عملي تدريس مي شود. بدون شك، اين وضعيت مانع از گسترش قابليت معلمين آينده دركاربرد ICT جهت تقويت وحمايت از نوآوريها درامر تدريس مي شود، چرا كه معلمان همان گونه كه به آنها تدريس شده است، تدريس خواهند كرد. * براساس تجارب به دست آمده در زمينه آموزش پيش از خدمت وآموزش حين خدمت معلمان با استفاده از تكنيك هاي ICT ، امكان تهيه يك برنامه درسي منسجم وجامع برمبناي ICT هميشه مدنظر بوده است كه هدف آن دستيابي به موارد زيراست: ۱ـ استفاده از تكنيك هاي ICT درآموزشهاي پيش از خدمت وكاربردموردي ICT درآموزش هاي حين خدمت معلمان. ۲ـ تركيب نظريه ها، فنون تربيتي و فن آوريهاي آموزشي در درون چارچوبها، اصول و فرهنگهاي يادگيري با تكيه برتكنيك هاي ICT . ۳ـ تهيه انواع رسانه هاي مكتوب (Media - Printing) وتكيه بر سيستم آموزشي چندرسانه اي مولتي مديا (Multi-Media) به هنگام ارايه درس افزارها (Course-Ware). نحوه طراحي الگوي دوبعدي براي طبقه بندي فرهنگ هاي آموزشي درعصر اطلاعات Informationage، بخش عظيمي از فعاليت هاي آموزشي درمحيط آموزشي وسايبرنتيك با «بعد مسافت صفر» صورت مي گيرد، بنابراين فرهنگهاي آموزشي مختلف كشورها با يكديگر تداخل پيدا خواهند كرد. دراين مقوله يك الگوي دوبعدي را براي طبقه بندي فرهنگهاي آموزشي پيشنهاد كرده ايم كه چهارنوع متفاوت از الگوهاي آموزشي درآن مشخص شده است: ۱ـ خردگرايي ـ هدف گرايي ۲ـ فرد گرايي ـ تركيب گرايي ۳ـ جمع گرايي ـ هدف گرايي ۴ـ جمع گرايي ، تركيب گرايي كه درشكل ۳ نشان داده شده است ، دراين مقوله تلاش شده است تا الگوهاي آموزشي موجود را كه تحت پشتيباني «ICT » قرار مي گيرند با فرهنگهاي آموزشي خاص خود پيوند بخورند. هركدام از الگوهاي يادگيري كه در شكل ۳ آورده شده است ارزش خاص خود را براي توسعه قابليت هاي دانش آموزان دربردارد. بنابراين، آموزگاران بايد با استفاده جامع از الگوهاي متفاوت يادگيري نظريه هاي بنيادي هريك از فرهنگها را بشناسند؛ آنها بايد به وضوح بدانند كه كدام يك از الگوهاي تربيتي به كدام يك از فرهنگ ها مرتبط است و معلمان بايد بتوانند با استفاده از فن آوريهاي مناسب جهت پشتيباني از يك الگوي آموزشي خاص استفاده كنند. باتوجه به اين ملاحظات ، براي هركدام از فرهنگهاي يادگيري برنامه اي را مطابق جدول شماره ۴ پيشنهاد مي كنيم. درستون مربوط به فن آوريها، واژه هايي كه زير آنها خط كشيده شده است (Under Lined) بيانگر ابزارهاي گزينشي (انتخابي ) درتدريس هستند.

|+| نوشته شده توسط محمد عبادی در سه شنبه 19 آذر1387 و ساعت 13:52  
 و اما اولین گام عملی در راه هوشمند سازی مدارس
با همت وبرنامه ریزی یکساله فناوری آموزش وپرورش شهرستان خمین وبا بازدید های مکرر از مدارس هوشمند استانهای  پیشگام در این زمینه اولین آموزشگاه هوشمند بومی در یکی از مدارس روستای در مهر ماه سال جاری به بهره برداری رسید ضمنا  تمام کارهای  این آموزشگاه از جمله طراحی شبکه بیسیمی وطراحی میزهای دانش آموزان  وغیره بصورت اختصاصی توسط این کارشناسی انجام شده است

آدرس وب سایت آموزشگاه  www.masoomin.ir 

جهت بازدید از تصاویر دیگر اینجا کلیک کنید

|+| نوشته شده توسط محمد عبادی در شنبه 2 آذر1387 و ساعت 20:47