تبليغاتX
فناوري اطلاعات در آموزش وپرورش
 جایگاه فناوری اطلاعات در تکامل و پیشرفت کشورها
بشر، سالیان متمادی بدون داشتن وسیلة محاسباتی زندگی می‌کرد و انگشتان دستانش، تنها وسیله محاسباتی او را تشکیل می‌داد. بالا بودن قدرت تفکر انسان در مقایسه با حیوان، سبب گردیده که هیچگاه به امکانات محدود خود اکتفا نکند و همواره درصدد یافتن راه‌هایی برای توسعه و تکامل این امکانات باشد.

information technology

فن آوری اطلاعات

با توسعه و پیشرفت فناوری‌های نوین در کشورهای مختلف، به خصوص در کشورهای پیشرفته و به دنبال آن انفجار اطلاعات در تمام بخش‌های مختلف جوامع، پاسخگویی با شیوه‌های سنتی دیگر جوابگوی انسان‌ها در زمینه انتقال سریع اطلاعات نبوده و لذا نیاز به شیوه‌های جدیدتر به شدت احساس می‌شد. با ورود کامپیوتر (رایانه)، دگرگونی عظیمی در امر انتقال و بازیابی اطلاعات به وقوع پیوست. در واقع می‌توان به کارگیری رایانه را سومین تحول عظیم بعد از پیدایش خط - کتابت و اختراع چاپ دانست.
در چند سال اخیر، رشد شتابان فناوری اطلاعات و به دنبال آن توسعه شبکه‌های ارتباطی، افق‌های تازه‌ای در پیشبرد تحقیقات علمی، صنعتی، پزشکی و کشاورزی پدید آورده است. هر چند که شکل نهایی نهادهایی که از این دگرگونی بر خواهند خواست، هنوز نامعلوم است.
قدرت سحرآمیز شبکه‌های اطلاعاتی و توزیع آنها در گستره این کره خاکی، دگرگونی‌های بنیادی را در ساختار نظام تحقیقات، توسعه و آموزش ایجاد کرد. این امر در کشورهای پیشرفته صنعتی که از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند، به خوبی ملموس است.
بر این اساس، می‌توان اظهار داشت که در آستانه قرن دانش و اطلاعات، هر نوع برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری و در مجموع هر نوع فعالیت حیاتی معقول، بدون کاربرد اطلاعات (به روز) و سازماندهی اطلاعاتی بر مبنای فناوری‌های جدید در امر اطلاع‌رسانی، امری به دور از واقعیت‌های جامعه جهانی یا به عبارت دیگر "دهکده جهانی " خواهد بود. در عصر فنون جدید تبادل اطلاعات، هر نوع فعالیت ارتباطی به منزله یک سرمایه ملی و در حکم پشتوانه‌ایی برای نیل به اهداف برنامه‌های توسعه و نهایتا استقلال و خودکفایی کشورها محسوب می‌شود، بنابراین باید پذیرفت که بزرگراه‌های اطلاعاتی زمینه‌ساز بستری مناسب برای توسعه کشورها هستند و جوامعی که از این امکانات محرومند، عملا قدرت مانور تجاری و علمی خود را تا حد قابل توجهی محدود می‌بینند.
بدون شک سرویس‌های خدماتی و ارتباطی نوین و به دنبال آن جهانی شدن تجارت و بازرگانی، فعالیت‌هایی مانند شناسایی شرکای تجاری، برقراری ارتباط با خریداران و فروشندگان، معرفی محصولات و خدمات جدید، دستیابی به بازارها و منابع تهیه و تامین کالا با کارایی بیشتر و در عین حال کاربرد هزینه کمتر را امکان‌پذیر ساخته است. در این راستا، مصرف‌کنندگان این مجموعه عظیم و گسترده در برابر اطلاعاتی که از طریق کابل نوری بر روی صفحه تلویزیون و یا مانیتورشان ظاهر می‌شود، حالت انفعالی و گیرندگی صرف ندارند، بلکه می‌توانند با توجه به امکاناتی که نرم‌افزارهای این مجموعه غیر قابل توصیف برای‌شان فراهم می‌آورند، انواع و اقسام حالت‌ها را در نحوه دریافت و استفاده بهینه از اطلاعات به عمل آورند. هر چند که برخی از این اطلاعات تغییرات قابل توجهی در سطوح مختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی و همچنین در روح و روان افراد بوجود آورده است و حساسیت‌هایی را از سوی دولت‌ها، برخی گروه‌های خاص، انجمن‌های مختلف، گروه‌های دینی و اخلاقی و بالاخره خانواده‌ها به دنبال داشته است.
اهمیت شبکه‌های اطلاعاتی تا آنجا پیش رفته است که امروزه، بسیاری از دولت‌ها، کاربران را موظف به پرداخت پول و مالیات نموده‌اند.
اما در همین راستا، این سؤال مطرح می‌شود بزرگراه‌های اطلاعاتی چه چیزی را با خود حمل می‌کنند که مردم برای دریافت آن باید پول و مالیات نیز بپردازند؟ پاسخ این است؛ "مهم‌ترین کالای قرن بیست‌ویکم یعنی اطلاعات ". بدون تردید فناوری اطلاعات و ارتباطات بیش از هر چیز دیگر در اقتصاد ملی و جهانی تاثیر فراوانی گذاشته است. توسعه شبکه‌های اطلاعاتی، نه تنها " اقتصاد اطلاعاتی"را حاصل نموده، بلکه از زاویه دیگر ، دگرگونی اطلاعات زیرساخت‌های ارتباطی مهمی را در نقاط دور و نزدیک جهان به ویژه در آسیای جنوب شرقی امکان‌پذیر ساخته است، تحصیل چنین اطلاعاتی جنبه استراتژیکی اقتصادی پیدا کرده و این امر باعث شده است، خود اطلاعات به صورت یک کالای اقتصادی مورد داد و ستد قرار گیرد.
از سوی دیگر شاهراه‌های ارتباطی این امکان را حاصل نموده که با استفاده از وسایل ارتباطی، رفت‌وآمد به مراکز کار تقلیل یافته و در عین حال با احداث خدمات اطلاعاتی در شئونات مختلف زندگی، مشاغل و کارهای جدید فزونی یابند و به استخدام و جذب نیروی انسانی کمک شود.
با توجه به آنچه گفته شد، روشن می‌شود که در آینده ماهیت اشتغال، تفریح، آموزش فرهنگ و همچنین زمان و مکانی که به آن‌ها اختصاص می‌دهیم دگرگون خواهد شد. ارتباط با خط و کتاب، ماهیت فراگیری، آموزش و پرورش (چه برای مدرس و چه برای دانشجو)، همچنین شیوه تبلیغات و مبادلات شخصی، حرفه‌ای و علمی و بالاخره نحوه سیاست و فرهنگ جامعه، در این گذر زمان تغییر خواهند کرد. یعنی همه چیز، از کسب علم تا اعمال قدرت دگرگون می شود. اما هیچ‌کس نمی‌تواند از پیش، تاثیر این تغییرات را بر کردار و رسوم، یا روابط میان افراد، گروه‌ها و فرهنگ ملل تعیین کند. همان‌گونه که هنگام رایج شدن صفحه گرامافون و رادیو، ادیسون و مارکونی قادر به پیش‌بینی موارد استفاده آن‌ها نبودند.
بنابراین در جهان کنونی، هر حادثه اقتصادی – اجتماعی و هر تحول علمی – فرهنگی بر زندگی همگان موثر است و در دنیایی که ارتباط تنگاتنگ و سرنوشت مشترک اعضا روز به روز به یکدیگر نزدیک می‌شود، دسترسی شبکه‌های اطلاعاتی در همه زمینه‌ها ضروری است . هیچ کس از اطلاعات بی‌نیاز نیست و ارتباطات گسترده اعضا جامعه بشری چنان است که بدون اطلاعات نمی‌توان در این جهان گام برداشت . گسترش شبکه‌های اطلاع‌رسانی در حقیقت گامی است برای پیوستن به ارتباطات جهانی و پیش از آن گامی است بلند در راه دستیابی به توسعه.

|+| نوشته شده توسط محمد عبادی در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 10:34  
 موانع كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش و پرورش ايران
مقدمه:
(IT) تركيبي از كلمات انگليسي information (اطلاعات) و Technology (فن‌آوري) است كه براثر تركيب اين دو، با عنوان فن‌آوري اطلاعات مطرح مي‌شود و هدف آن دسترسي كاربر به گنجينه دانش بشري است.
درسال‌هاي اخير اين مفهوم به صورت تركيبي از كلمان Communication Information اطلاعات و ارتباطات و Technology تكنولوژي يعني ICT تغيير يافته و هدف آن تسهيل و تسريع دسترسي به اطلاعات از طريق ابزارها و فنون ارتباطات است.
يغما (1382) فنآوري را علم و فن انجام دادن كارها از طريق كاربست دانش مي‌داند رئيس دانا (1381)، فن‌آوري اطلاعات را گردآوري، سازمان‌دهي، ذخيره‌سازي و نشر و استفاده از اطلاعات در قالب صوت، تصوير، گرافيك، متن، عدد و ... با استفاده از ابزار رايانه‌اي و مخابراتي و .... تعريف مي‌كند.
كاربر فن‌آوري اطلاعات در آموزش و پرورش:
امروزه اهميت آموزش و پرورشي كه متناسب با نيازهاي فرد و جامعه باشد، بيش از همه احساس مي‌شود زيرا دنيايي كه با شبكه‌هاي اطلاعاتي به هم پيوند خورده متقاضي نيروي كاري است كه بفهمد چگونه از فن‌آوري به عنوان ابزاري براي افرايش بهره‌وري و خلاقيت استفاده كند. چنين مهارتي، توانايي استدلال كردن بر مبناي اطلاعاتي است فرايندي كه در آن منابع معتبر شناسايي شده و به ديگران انتقال داده مي‌شود افزون برآن كارفرمايان از كارگران انتظار دارند از مهارت‌هاي همكاري و تشريك مساعي كار در گروه و تبادل اطلاعات در شبكه جهاني، يعني تحليل مساله از ديدگاه چند رشته‌اي برخوردار باشند. از آن جا كه اين شبكه‌ها بين‌المللي هستند، كارفرمايان در جستجوي افرادي برمي‌آيند كه ظرفيت تعامل موثر با كساني را دارا باشند كه داراي فرهنگ و زبان متفاوتي هستند و بالاخره كارگران عصر دانش بايد منعطف بوده و قادر باشند به همان سرعتي كه محيط‌هاي پوياي كار تغيير مي‌كند، به موثرترين شكل بياموزند ناگزير شهروندان چگونه آموختن را بايد فراگيرند.
الف ) موانع درون نظام آموزشي براي بكارگيري ICT
آموزش و پرورش، به رغم تلاش‌هاي صورت گرفته در حيطه‌ي برنامه‌ريزي تفصيلي آموزشي و درسي و نيز در حيطه‌هاي اجرايي و اداري، داراي نظامي متمركز است. اين تمركز برنامه درسي يكسان و بدون انعطاف را از لحاظ محتوا شيوه‌هاي آموزش و تدريس، و نوع ارزشيابي براي هر موضوع درسي، براي كليه دانش‌آموزان اعم از شهري و روستايي و ... با هر نوع استعداد علاقه و خاستگاه اقتصادي و اجتماعي، از هر جنس، نژاد، زبان و فرهنگ و ... تجويز مي‌كند در چنين نظام‌هايي عملاً هيچ‌گونه نوآوري و ابتكار چشم‌گير و موثري امكان نهادينه شدن نمي‌يابد زيرا هر اقدامي بايد از بالا تصميم‌گيري شده و به ‌طور سراسري به اجرا گذاشته شود.
بدنه اجرايي باهرچه از بالا بيايد به صورت يك دستور اداري و از سر رفع تكليف برخورد مي‌كند و به مجرد برخورد با يك مانع پيش‌بيني نشده اجراي دستور را متوقف مي‌كند در اين شرايط كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش تنها در سطح حداقل مثلاً به صورت يك موضوع درسي، امكان‌پذير خواهد شد. افزون برآن به واسطه اين تمركز توان برنامه‌ريزي درسي و رهبري فرانيد يادگيري كه از مهارت‌هاي اصلي در كاربرد فن‌آوري در آموزش و پرورش به شمار مي‌رود، در معلمان رشد نمي‌يابد. علاوه بر تمركز، دولتي بودن كليه فعاليت‌هاي تهيه و توليد مواد و نرم افزارهاي آموزشي مانع رشد و بالندگي بخش خصوصي در اين زمينه شده است و حال آنكه از شرايط موفقيت برنامه كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش، مشاركت فعال بخش خصوصي است.
نيروي انساني در آموزش و پرورش از نظر كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش با دو نارسايي عمده روبه‌رو است:
1. پرورش نيافتن تفكر منطقي، خلاقيت ذهني، روحيه جستجوگري و مهارت‌مديريت فرآيند يادگيري ناشي از نارسايي‌هاي برنامه‌هاي تربيت معلم و مساعد نبودن شرايط محيط كار براي بروز و شكوفايي هرنوع خلاقيت در معلمان.
2. ضعف قابل توجه انگيزه ناشي از علاقه‌مند نبودن به حرفه معلمي يا عدم توان لازم براي ايفاي اين نقش. جو مديريت آمرانه و غيرمشاركتي حاكم بر روابط اداري، كمي حقوق و دستمزد، احساس وجود تبعيض بين كاركنان دولت با معلمان و بالاخره عدم منزلت حرفه معلمي با توجه به نقش كليدي معلمان و مديران مياني در موفقيت‌ برنامه‌هاي كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش از اين رو ضروري است كه در طراحي برنامه‌هاي كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش براي رفع يا تقليل اين محدوديت چاره ويژه‌اي انديشيده شود.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد عبادی در یکشنبه 23 فروردین1388 و ساعت 7:24  
 نگاهي دقيق به جزئيات گام هاي رسيدن به مدرسه هوشمند

چکيده:

 آموزش رايج در مدارس کشور، يک آموزش سنتي و يا به عبارت ديگر آموزش فقط شنيداري مي باشد. حداکثر اقدام تصويري در خصوص موضوعات مورد آموزش، نصب بعضي پوسترهاي رنگي بر روي تخته سياه کلاس مي باشد. در روش ديداري- شنيداري سعي مي شود آموزش به کمک فيلم ، انيميشن، نماهنگ و ... ارائه گردد. در اين روش ماندگاري مطلب قريب به 20 سال مي باشد در حالي که ماندگاري مطلب در روش شنيداري حداکثر 6 ماه است. در ضمن در روش ديداري- شنيداري مطالب علمي در محيطي جذابتر و در مدت زمان کمتر قابل انتقال است

 در مدارس معمولي، طرح درس معلم شامل مجموعه اي از دستورالعمل ها، برنامه هاي درسي، سؤالات تمرينات اضافه، امتحانات کلاس و ... مي شود. اما در مدارس چندرسانه اي علاوه بر اين موارد، معلم از مواد آموزشي چندرسانه اي شامل فيلم، عکس، صدا، اسلايد و ... استفاده مي کند تا کيفيت و ماندگاري آموزش را ارتقا بخشد. اين قدم اول در راه حرکت به سمت مدارس هوشمند است.

   واژگان کليدي: مدرسه هوشمند، مدرسه چندرسانه اي، آموزش چندرسانه اي، ابزارمعلم، شبکه مدارس

   مقدمه

 درباره ي تأثير فناوري اطلاعات و ارتباطات بر نظام آموزشي (و به طور خاص مدارس) دو رويكرد متفاوت وجود دارد. برخي معتقدند، اثر فناوري هاي جديد تدريجي است و صرفاً انتقال برنامه ي درسي سنتي را كارآمدتر مي سازد و در واقع، دسترسي به اطلاعات سريع تر مي شود. رويكردي ديگر معتقد است ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به مدرسه ها، هدف ها و ابزارهاي تعليم و تربيت را به طور اساسي تغيير مي دهد. از اين ديدگاه فناوري اطلاعات بر مرزهاي ساختاري نظام آموزش سنتي فايق مي آيد.

 با اين كه موارد بالا از دستاوردهاي استفاده از فناوري اطلاعات است، با اين حال ساده لوحانه است اگر تصور كنيم ورود فناوري اطلاعات (در جلوه هاي متفاوت آن : اينترنت ، رايانه ، چند رسانه اي و ... ) به تنهايي باعث انقلاب آموزشي شود. اگر فرهنگ ياد دهي – يادگيري در نظام آموزشي تحول نپذيرد ، ورود فناوري هاي اطلاعاتي نه تنها تحولي ايجاد نخواهد كرد ، بلكه به تقويت سنت هاي محافظه كارانه ي آموزشي منجر خواهد شد. لذا تغيير در مدرسه سنتي به سوي مدرسه هوشمند نيازمند تغيير در نظام آموزش و پرورش كشور مي باشد و هيچگاه راه اندازي مدارس هوشمند ميسر نخواهد شد مگر ساختار نظام آموزش و پرورش تغيير يابد . اين امر نيازمند برنامه ريزي حداقل بيست ساله مي باشد. اين تغيير مي بايست قدم به قدم و با درايت و تفكر باشد.

 پس از بررسي هاي دقيق و كارشناسانه اي که در چهار سال اخير به عمل آمده است و با اتکا بر نمونه تجارب موفق آموزش و پرورش ايران در نيم قرن اخير، حال بر اين عقيده ايم که در ايران با چهارگام مي توان از مدارس سنتي به مدارس هوشمند رسيد. اين چهار گام عبارتند از:

 گام اول:  ايجاد مدارس چند رسانه اي

 گام دوم: ايجاد مدارس پروژه محور

 گام سوم: ايجاد مدارس مطلوب

 گام چهارم: ايجاد مدارس هوشمند

  نگاهي دقيق به جزئيات گام هاي رسيدن به مدرسه هوشمند

 آن چه در قالب چهار جدول ذيل ارائه مي گردد، فشرده و خلاصه ي برنامه ريزي ها و هدف گيري هاي لازم و متناسب با فضاي آموزشي کشور ايران است تا در فرآيندي بلند مدت و منسجم، بتوان به پارامترهاي مناسب کيفي در آموزش قرن 21 دست يافت. هر جدول به ارائه ي تعاريف، چشم انداز، اهداف، استراتژي ها و برنامه هاي در نظر گرفته شده در گام مورد نظر مي پردازد. در تشريح اهداف، استراتژي و برنامه هم به تفصيل در مورد هر چهار مشخصه ي: دانش آموز، معلم، سيستم آموزشي و معلم جداگانه بحث شده است.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد عبادی در یکشنبه 23 فروردین1388 و ساعت 7:15