بررسي تاثير فناوري IT در بهبود آموزش معلمان

اشاره:در ده سال گذشته با رشد و توسعه نقش فناوري اطلاعات IT( ) در كشور ما و با توجهي كه به آماده كردن بسترهاي لازم براي توسعه آن شده است، اين پديده در آموزش و پرورش نيز جاي خود را باز كرده و به خوبي خودنمايي مي كند. اين كه اين موضوع چه مقدار تاثيرگذار بوده، قابل اندازه گيري نيست. ولي مي توان به جرات گفت كه از معدود پديده هايي است كه در عمر كوتاه خود توانسته تاثير گسترده اي بگذارد و توجه بسياري را به خود معطوف كند.
    كشور ما نيز به دليل تعاملي كه با محيط پيرامون خود دارد، از تحولات جهاني بي نصيب نيست و با توجه به رويكرد جهاني در مباحثي مثل آموزش براي همه، آموزش مادام العمر، آموزش براي زندگي بهتر، يادگيري براي انجام دادن و ... كه مي تواند زمينه هايي را براي همكاري هاي آموزشي مشترك ميان كشورهاي جهان مهيا نمايد، مي بايست از روش هاي خاصي براي تحت پوشش درآوردن هر چه بيشتر جمعيت لازم التعليم و يا افزايش كيفيت آموزش و پرورش و يا حتي كاهش هزينه هاي آموزش استفاده كند.
    لازم است به اين نكته اشاره كنيم كه در حال حاضر بنا به همين تاثير فناوري در آموزش، رويكردي به سوي استفاده از فناوري در آموزش (تدريس دبيران) به وجود آمده كه آهسته و انبوه كار خود را به پيش مي برد. نمود اين رويكرد برگزاري جشنواره هاي توليد محتواي الكترونيكي در آموزش هاي فني و حرفه اي و همچنين جشنواره هاي روش تدريس با استفاده از IT است كه در دوره متوسطه و در دروسي مثل شيمي و جغرافي توسط وزارت آموزش و پرورش در حال اجراست. از جمله اهداف مشترك اجراي اين جشنواره ها عبارتند از: ترغيب، تشويق و ايجاد باور در بين معلمان در امر استفاده از نرم افزارها و توليد محتواي الكتريكي؛ توسعه و گسترش فرهنگ توليد محتواي الكتريكي و استفاده از IT در فرآيند ياددهي و يادگيري. اين موضوع مي تواند علائمي باشد براي اين كه نقطه اوج تلفيق IT در آموزش و بكارگيري خردمندانه آن توسط معلمان و دبيران است. پس معلمان در بكارگيري فناوري اطلاعات نقش محوري دارند.
    در مورد بكارگيري IT در آموزش و پرورش بحث هاي زيادي شده و عموما از IT به عنوان يك ابزار تكنيكي براي بالابردن سطح آموزش سخن رفته است. اين امر نكته روشن و قابل توجهي را پيش روي ما قرار مي دهد كه نياز مبرم به پيشرفت و حرفه اي شدن معلمان در زمينه IT دارد. در زمينه ارتباط معلمان با IT مطالبي فراهم شده كه در پي مي آوريم:
    براي ايجاد يادگيري هاي موثر،جايي كه تكنولوژي در اختيار اهداف يادگيري در مدرسه است، تنها معلمان هستند كه در مواقعي حساس مبتني بر پايه احتياجات و شيوه هاي يادگيري دانش آموزان، تكنيك هاي IT را در برنامه ريزي تحصيلي به كار مي برند.
    با توجه به اين كه IT در آموزش، مراحل بلوغ خود را مي گذراند؛ بايد توسط مسئولين آموزش و پرورش چشم اندازهاي آن ترسيم و اهداف آن مشخص شود تا بتوان تكليف برنامه درسي را مشخص كرد:

ادامه نوشته

چالش هاي آموزش فناوري اطلاعات در ايران

"بیش از یک میلیارد نفر، از هرگونه خدمات اساسی در زمینه آموزش محروم هستند و بیش از4.5 میلیلرد تن از وسایل ارتباطی پایه و بنابراین دسترسی به فن آوری های جدید محروم مانده اند."

در بررسی شاخص ها و عوامل موثر بر مدل جدید توسعه مبتنی بر دانایی محوری در هر جامعه ای نقش و جایگاه آموزش به عنوان یکی از مهمترین ارکان هدایت کننده جریان گرایش جوامع به سمت دانش مداری غیر قابل چشم پوشی است در این بین مهمترین ابزار و سرمایه جامعه برای دستیابی به توسعه، سرمایه های انسانی می باشد و آشکار است که قرار گرفتن این سرمایه های عظیم و بالقوه در مسیر کلی جریان هدفمند توسعه دانایی محور برای تبدیل شدن به نیروهای بالفعل و کارا در سیستم دانش مدار جامعه در گرو آموزش های مبتنی بر استاندارد های توسعه در این مدل است.

با توجه به گزينش مدل توسعه دانايي محور به عنوان الگوي توسعه کشور در برنامه چهارم بايد نگرشي زيرساختي به موضوع داشت از اين رو يکي از شاخص هاي مهم در توسعه اطلاعاتي جوامع و گرايش آنها به الگوي توسعه دانايي محور مسئله آموزش لايه هاي مختلف جامعه است که مي توان آن را از جنبه هاي مختلفي همچون آموزش فناوري، آموزش مبتني بر فناوري و فناوري هاي آموزشي مورد بررسي قرار داد.

توسعه فناوري اطلاعات بر آموزش نيز موثر بوده و بنابراين در بررسي زیر ساختهای آموزشی در این نوع جوامع چهار جنبه مختلف متاثر از فناوري اطلاعات مورد ارزيابي قرار مي گيرد که شامل محور زمان و مکان و جنبه هاي کمي و کيفي آموزش خواهد بود، به عبارت دیگر ابزار و لوازم، دوره هاي آموزشي، منابع آموزشي و نيروي انساني آموزش گيرنده و آموزش دهنده همگي در راستاي اين چهار محور دچار تغييراتي مي شوند. در بعد زمانی وقتی از توسعه آموزش در یک جامعه دانایی محور صحبت می کنیم استانداردها و متد هایی مد نظر خواهد بود که جریان آموزش را در مسیری هدفدار و با تکیه بر اصول و امکان سنجی ها و نیاز سنجی ها در هر دوره زمانی و برای هر شرایط سنی تامین نماید. روند یکنواخت و هدفدار در این نوع از آموزش ها از جریان های مقطعی و بدون برنامه جلوگیری می کند و آموزش را در بالاترین سطح کیفی و با بیشترین راندمان در اختیار دانش پذیران قرار می دهد. همچنین وقتی در بعد توسعه مکانی به جریان توسعه آموزشهای مبتنی بر دانایی محوری بپردازیم مطالعه و گزینش سیستم های آموزشی با تکیه بر اصول و فناوریهای نوین در امر آموزش امری ناگزیر است. از بعد کمي، تعداد و در واقع تنوع مدل هاي آموزشي و از بعد کيفي سطح علمي مورد توجه قرار مي گيرد. در همه اين موارد آنچه مهم است تلاش براي ايجاد تطابق بين نيازهاي جامعه و دوره هاي آموزشي است.

کشور ما در حال حاظر دوران گذار خود را از موج توسعه فناوري اطلاعات طي مي کند و طبيعي است که بر اثر اين موج با چالش هاي مختلفي مواجه گردد. حوزه آموزش کشور نيز از اين قاعده مستثني نبوده و  به تبع توسعه فناوري اطلاعات دچار تحولاتي شده است.

اما براي اينکه پس از دوران گذار به ثبات مناسبي برسيم شايسته است به خوبي با چالش ها و مشکلات و ضعف ها آشنا شويم با اين هدف قصد داريم در سه يادداشت آتي به بررسي مسئله آموزش هاي آموزش آکادميک فناوري اطلاعات در ايران، فناوري اطلاعات و آموزش هاي غيرآکادميک  و آموزش هاي مجازي در ايران بپردازيم.

 

ويژگي‌هاي معلم در قرن 21

جامعه‌ي بشری در سایه‌ي پیشرفت علم و تکنولوژی مدرن اطلاعاتی، لزوم توجه به زندگی توأم با کرامت انسانی را دریافته است.

امروزه جهان با مسائل رعب انگیزی روبرو است: جنگ، افول اقتصادی، بیماری هایی نظیر ایدز و هپاتیت، فقر، بیسوادی کلاسیک و کارکردی، و... از مواردی هستند که هرچند نسل بشر را در این کره‌ي خاکی تهدید می کنند، اماخود محصول ناآگاهی، بی خبری و خودمحوری نوع بشر هستند.

  

 تمدن برای پیشرفت و توانمندي انسان امکانات بالقوه‌ي فراوانی دارد، اما آیا انسان برای دستیابی صحیح به دانش موجود و تقسیم صحیح منابع و سهیم نمودن تمام افراد در تعالی بشریت آموزش لازم دریافت کرده است؟ آیا نظام آموزشی موجود، به گونه ای هست که منجر به جذب دانش سودمند، قابلیت تعقل، مهارت ها و ارزش ها گردد؟

در قرن21، برای رسیدن به توسعه‌ي پایدار به تفکرات جدید، روش های آموزشی متنوع، رويكردهاي آموزشی نو و دیدگاهی متفاوت نسبت به علم و فرهنگ نیاز داریم. تنها آموزشي مناسب است که بتواند دنیایی امن و سالم را ايجاد و تضمین نموده و درکنار پیشرفت‌های عظیم علمی، صنعتی و اجتماعی، همکاری های بین المللی را جهت دستیابی به توسعه‌ي پایدار جهانی تشویق كند. برای دسترسی به توسعه‌ي پایدار نیاز به آموزش تفکر انتقادی است.

ذکر ویژگی‌های معلمین در قرن 21 به منزله‌ي این نیست که تا کنون معلمین دارای این ویژگی ها و صفات نبوده اند، ولی از آن‌جایی که قرن بیست و یکم، قرن اطلاعات، ابتکار، مهارت و سرعت می باشد، بنابراین ویژگی های معلم نيز در این قرن بايد افزون تراز قبل بر اساس این اصول باشد و به آن‌ها توجه بیشتری مبذول گردد

ادامه نوشته

معلم و فناوري اطلاعات

پديده نوي فناوري اطلاعات و تأثيري كه بر جنبه هاي گوناگون زندگي داشته به ظهور برخي تحولات بنيادي در روابط جوامع بشري منجر شده است. اين پديده با سرعتي چشمگير خواسته هاي بشر را تحت تأثير قرار داده و نيازهاي جديدي را به وجود آورده است.

فناوري اطلاعات، دانش، مهارت و يا روش فني در بهره مندي از اطلاعات مي باشد. توسعه روزافزون افزارهاي مبتني بر اين فناوريها و سرعت فراوان تطبيق آن با نيازمنديهاي انسان، موجب شده تا شكل جديدي از محيط يادگيري و تعاملي خلاق، فعال و فراگير ايجاد شود. تجربه كشورهاي جهان نشان مي دهد كه نوآوري آموزشي و ايجاد تحول در نظام آموزشي و پرورشي بدون همراهي و پذيرش معلمان ميسر نيست.در واقع كانون هر تحول و اصلاحي را بايد در جامعه معلمان جستجو كرد. معلمان بايد بدانند در چه شرايط متحول جهاني زندگي مي كنند و فكر و عمل خود را به مرزهاي محدود جغرافيايي منحصر نكنند. از قدرت خلاقيت برخوردار باشند و بتوانند عملاً حداكثر استفاده را از آن بكنند. بايد به معلمان آموخت كه شيوه هاي مبتكرانه و خلاق در كاربرد فناوري اطلاعات نيز وجود دارد مانند استفاده چند رسانه اي در تدريس و يا به كارگيري اينترنت و جستجو و پژوهش معلم و دانش آموز و امثال آن كه تحول در آموزش و فراگيري را موجب مي شود. با كمك فناوري اطلاعات مي توان نابرابريها در دسترسي آموزشي و كيفيت آن را كاهش داد و معلمان مي توانند دانش و مهارت دانش آموزان خود را ارتقا دهند. خلاقيت و تفكر نقادانه و يادگيري چگونگي ياد گرفتن آنها را تشويق كنند و بهبود بخشند. معلمان به نگرشي نيازمندند كه جسارت استفاده از فناوري و خطرپذيري را تقويت كند و الهام بخش تفكر يادگيري مستمر و مادام العمر آنها باشد. معلمان با آشنايي و شناخت قابليتهاي فناوري مي توانند از انواع فناوريهاي مرتبط و متناسب با درس و محتوا بهره مند شوند و فرايند يادگيري را اثربخش تر و جذابتر كنند. استفاده از IT در فرايند تدريس موجب مي شود حواس بيشتري از دانش آموزان به كار بيفتد و يادگيري بهتر صورت گيرد. دانش آموزان بيشتر به سمت برنامه هايي جذب مي شوند كه توانايي مشاركت فعال را به آنها مي دهد و گاه مشاركت را الزامي مي كند. با استفاده از IT معلم به كمك فراگيران مي تواند، در ارتباط با موضوعي خاص اطلاعات گسترده اي را جمع بندي و نتيجه اين تشريك مساعي را در اختيار كلاس قرار دهد.
تحقيقات نشان داده است كه استفاده از IT به دانش آموز فرصت تسلط بر فناوري و خود راهبري مي دهد. معلم با تغيير نقش خود از انتقال دهنده به تسهيل كننده مي تواند به ارايه محتواي اطلاعات به دانش آموز بپردازد و از طرف ديگر فعاليتهاي يادگيرنده را كه نتيجه آن يادگيري است تسهيل كند. لازمه ايفاي چنين نقشي وجود معلمان توانمند در زمينه موضوعهاي مورد تدريس و كاربرد IT است.
معلم با استفاده از فناوري در كلاس درس مي تواند اين شرايط را فراهم كند:
1 -  ايجاد تجارب يادگيري غيرمستقيم2- ايجاد ارتباط دقيق3- ايجاد علاقه به يادگيري4- افزايش امكانات يادگيري
معلم مي تواند دانش آموزان را ارزشيابي كند، اطلاعات لازم را جمع آوري كرده و بازخوردهاي مناسب را به دانش آموز ارايه كند. متأسفانه روشهاي تدريس به كمك IT بيشتر در قالب جشنواره و مسابقات و برخي به صورت موردي استفاده مي شود اما فراگير نيست.
عوامل مختلفي در ميزان به كارگيري IT در تدريس معلمان مؤثر است:
1- ميزان آگاهي مديران آموزش و پرورش در سطوح مختلف از امكانات IT 2- سطح كيفي آموزشهاي ارايه شده به معلمان 3- امكانات سخت افزاري و نرم افزاري 4- نوع محتواي درسي 5- انگيزه معلمان و دانش آموزان
البته با تجهيز بيشتر مدارس به سخت افزارهاي رايانه اي نمي توان تحولي در مدارس كشور ايجاد كرد؛ زيرا صرف سرمايه گذاري و كاربرد سخت افزاري و نرم افزاري IT و استفاده از آن، براي انبار كردن اطلاعات نيست بلكه مسأله مهم و اساسي توانمندسازي دانش آموزان براي رسيدن به مهارت خود رهبري در يادگيري است. معلمان بايد از IT براي رشد حرفه معلمي و بهره وري فعاليتهاي خود استفاده كنند. در اين راستا تسلط و توان علمي و مهارتي معلمان از اهميت ويژه اي برخوردار است.
براي رفع مشكلات موجود موارد زير پيشنهاد مي شود:
1-  اولويت قايل شدن براي سرمايه گذاري در زمينه ارتقاي كيفيت آموزش معلمان به عنوان يك هزينه اثربخش، به اين دليل كه به طور تصاعدي تأثيرگذار است.
2-  مراكز تربيت معلم نقش مهمي در الگوسازي براي استفاده از فناوري در كلاس دارند. استفاده از IT به منزله يك نياز اساسي است كه بايد با برنامه هاي تربيت معلم عجين شود. كاربرد فناوري در آموزش و تدريس بايد آموزش داده شود. استفاده جسورانه از فناوري در كلاسهاي درس تربيت معلم، يكي از بهترين روشهايي مي باشد كه ممكن است در ايجاد انگيزه مؤثر افتد. به اين منظور، مدرسان مراكز تربيت معلم خود نيز بايد در استفاده فناوري به منزله الگويي از يادگيري مادام العمر پيش قدم باشند و دانشجويان را ترغيب كنند.
3-  استقرار شبكه هاي مدرسه اي كه مدارس را به هم متصل مي كند و هدايت آموزش مجازي براي آموزش معلمان مي تواند كمك بزرگي باشد.

4- افزايش انگيزه معلمان جهت شركت در كلاسهاي آموزشي از طريق در نظر گرفتن امتيازها و تشويقهاي مالي و... با انگيزه و علاقه مندي بيشتر

5-  حضور متخصصان بيشتري در زمينه IT در مراكز آموزشي

6- فراهم آوردن امكان دسترسي آسان و كافي به IT براي تمام استادان، معلمان و دانشجويان تربيت معلم

جایگاه فناوری اطلاعات در تکامل و پیشرفت کشورها

بشر، سالیان متمادی بدون داشتن وسیلة محاسباتی زندگی می‌کرد و انگشتان دستانش، تنها وسیله محاسباتی او را تشکیل می‌داد. بالا بودن قدرت تفکر انسان در مقایسه با حیوان، سبب گردیده که هیچگاه به امکانات محدود خود اکتفا نکند و همواره درصدد یافتن راه‌هایی برای توسعه و تکامل این امکانات باشد.

information technology

فن آوری اطلاعات

با توسعه و پیشرفت فناوری‌های نوین در کشورهای مختلف، به خصوص در کشورهای پیشرفته و به دنبال آن انفجار اطلاعات در تمام بخش‌های مختلف جوامع، پاسخگویی با شیوه‌های سنتی دیگر جوابگوی انسان‌ها در زمینه انتقال سریع اطلاعات نبوده و لذا نیاز به شیوه‌های جدیدتر به شدت احساس می‌شد. با ورود کامپیوتر (رایانه)، دگرگونی عظیمی در امر انتقال و بازیابی اطلاعات به وقوع پیوست. در واقع می‌توان به کارگیری رایانه را سومین تحول عظیم بعد از پیدایش خط - کتابت و اختراع چاپ دانست.
در چند سال اخیر، رشد شتابان فناوری اطلاعات و به دنبال آن توسعه شبکه‌های ارتباطی، افق‌های تازه‌ای در پیشبرد تحقیقات علمی، صنعتی، پزشکی و کشاورزی پدید آورده است. هر چند که شکل نهایی نهادهایی که از این دگرگونی بر خواهند خواست، هنوز نامعلوم است.
قدرت سحرآمیز شبکه‌های اطلاعاتی و توزیع آنها در گستره این کره خاکی، دگرگونی‌های بنیادی را در ساختار نظام تحقیقات، توسعه و آموزش ایجاد کرد. این امر در کشورهای پیشرفته صنعتی که از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند، به خوبی ملموس است.
بر این اساس، می‌توان اظهار داشت که در آستانه قرن دانش و اطلاعات، هر نوع برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری و در مجموع هر نوع فعالیت حیاتی معقول، بدون کاربرد اطلاعات (به روز) و سازماندهی اطلاعاتی بر مبنای فناوری‌های جدید در امر اطلاع‌رسانی، امری به دور از واقعیت‌های جامعه جهانی یا به عبارت دیگر "دهکده جهانی " خواهد بود. در عصر فنون جدید تبادل اطلاعات، هر نوع فعالیت ارتباطی به منزله یک سرمایه ملی و در حکم پشتوانه‌ایی برای نیل به اهداف برنامه‌های توسعه و نهایتا استقلال و خودکفایی کشورها محسوب می‌شود، بنابراین باید پذیرفت که بزرگراه‌های اطلاعاتی زمینه‌ساز بستری مناسب برای توسعه کشورها هستند و جوامعی که از این امکانات محرومند، عملا قدرت مانور تجاری و علمی خود را تا حد قابل توجهی محدود می‌بینند.
بدون شک سرویس‌های خدماتی و ارتباطی نوین و به دنبال آن جهانی شدن تجارت و بازرگانی، فعالیت‌هایی مانند شناسایی شرکای تجاری، برقراری ارتباط با خریداران و فروشندگان، معرفی محصولات و خدمات جدید، دستیابی به بازارها و منابع تهیه و تامین کالا با کارایی بیشتر و در عین حال کاربرد هزینه کمتر را امکان‌پذیر ساخته است. در این راستا، مصرف‌کنندگان این مجموعه عظیم و گسترده در برابر اطلاعاتی که از طریق کابل نوری بر روی صفحه تلویزیون و یا مانیتورشان ظاهر می‌شود، حالت انفعالی و گیرندگی صرف ندارند، بلکه می‌توانند با توجه به امکاناتی که نرم‌افزارهای این مجموعه غیر قابل توصیف برای‌شان فراهم می‌آورند، انواع و اقسام حالت‌ها را در نحوه دریافت و استفاده بهینه از اطلاعات به عمل آورند. هر چند که برخی از این اطلاعات تغییرات قابل توجهی در سطوح مختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی و همچنین در روح و روان افراد بوجود آورده است و حساسیت‌هایی را از سوی دولت‌ها، برخی گروه‌های خاص، انجمن‌های مختلف، گروه‌های دینی و اخلاقی و بالاخره خانواده‌ها به دنبال داشته است.
اهمیت شبکه‌های اطلاعاتی تا آنجا پیش رفته است که امروزه، بسیاری از دولت‌ها، کاربران را موظف به پرداخت پول و مالیات نموده‌اند.
اما در همین راستا، این سؤال مطرح می‌شود بزرگراه‌های اطلاعاتی چه چیزی را با خود حمل می‌کنند که مردم برای دریافت آن باید پول و مالیات نیز بپردازند؟ پاسخ این است؛ "مهم‌ترین کالای قرن بیست‌ویکم یعنی اطلاعات ". بدون تردید فناوری اطلاعات و ارتباطات بیش از هر چیز دیگر در اقتصاد ملی و جهانی تاثیر فراوانی گذاشته است. توسعه شبکه‌های اطلاعاتی، نه تنها " اقتصاد اطلاعاتی"را حاصل نموده، بلکه از زاویه دیگر ، دگرگونی اطلاعات زیرساخت‌های ارتباطی مهمی را در نقاط دور و نزدیک جهان به ویژه در آسیای جنوب شرقی امکان‌پذیر ساخته است، تحصیل چنین اطلاعاتی جنبه استراتژیکی اقتصادی پیدا کرده و این امر باعث شده است، خود اطلاعات به صورت یک کالای اقتصادی مورد داد و ستد قرار گیرد.
از سوی دیگر شاهراه‌های ارتباطی این امکان را حاصل نموده که با استفاده از وسایل ارتباطی، رفت‌وآمد به مراکز کار تقلیل یافته و در عین حال با احداث خدمات اطلاعاتی در شئونات مختلف زندگی، مشاغل و کارهای جدید فزونی یابند و به استخدام و جذب نیروی انسانی کمک شود.
با توجه به آنچه گفته شد، روشن می‌شود که در آینده ماهیت اشتغال، تفریح، آموزش فرهنگ و همچنین زمان و مکانی که به آن‌ها اختصاص می‌دهیم دگرگون خواهد شد. ارتباط با خط و کتاب، ماهیت فراگیری، آموزش و پرورش (چه برای مدرس و چه برای دانشجو)، همچنین شیوه تبلیغات و مبادلات شخصی، حرفه‌ای و علمی و بالاخره نحوه سیاست و فرهنگ جامعه، در این گذر زمان تغییر خواهند کرد. یعنی همه چیز، از کسب علم تا اعمال قدرت دگرگون می شود. اما هیچ‌کس نمی‌تواند از پیش، تاثیر این تغییرات را بر کردار و رسوم، یا روابط میان افراد، گروه‌ها و فرهنگ ملل تعیین کند. همان‌گونه که هنگام رایج شدن صفحه گرامافون و رادیو، ادیسون و مارکونی قادر به پیش‌بینی موارد استفاده آن‌ها نبودند.
بنابراین در جهان کنونی، هر حادثه اقتصادی – اجتماعی و هر تحول علمی – فرهنگی بر زندگی همگان موثر است و در دنیایی که ارتباط تنگاتنگ و سرنوشت مشترک اعضا روز به روز به یکدیگر نزدیک می‌شود، دسترسی شبکه‌های اطلاعاتی در همه زمینه‌ها ضروری است . هیچ کس از اطلاعات بی‌نیاز نیست و ارتباطات گسترده اعضا جامعه بشری چنان است که بدون اطلاعات نمی‌توان در این جهان گام برداشت . گسترش شبکه‌های اطلاع‌رسانی در حقیقت گامی است برای پیوستن به ارتباطات جهانی و پیش از آن گامی است بلند در راه دستیابی به توسعه.

موانع كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش و پرورش ايران

مقدمه:
(IT) تركيبي از كلمات انگليسي information (اطلاعات) و Technology (فن‌آوري) است كه براثر تركيب اين دو، با عنوان فن‌آوري اطلاعات مطرح مي‌شود و هدف آن دسترسي كاربر به گنجينه دانش بشري است.
درسال‌هاي اخير اين مفهوم به صورت تركيبي از كلمان Communication Information اطلاعات و ارتباطات و Technology تكنولوژي يعني ICT تغيير يافته و هدف آن تسهيل و تسريع دسترسي به اطلاعات از طريق ابزارها و فنون ارتباطات است.
يغما (1382) فنآوري را علم و فن انجام دادن كارها از طريق كاربست دانش مي‌داند رئيس دانا (1381)، فن‌آوري اطلاعات را گردآوري، سازمان‌دهي، ذخيره‌سازي و نشر و استفاده از اطلاعات در قالب صوت، تصوير، گرافيك، متن، عدد و ... با استفاده از ابزار رايانه‌اي و مخابراتي و .... تعريف مي‌كند.
كاربر فن‌آوري اطلاعات در آموزش و پرورش:
امروزه اهميت آموزش و پرورشي كه متناسب با نيازهاي فرد و جامعه باشد، بيش از همه احساس مي‌شود زيرا دنيايي كه با شبكه‌هاي اطلاعاتي به هم پيوند خورده متقاضي نيروي كاري است كه بفهمد چگونه از فن‌آوري به عنوان ابزاري براي افرايش بهره‌وري و خلاقيت استفاده كند. چنين مهارتي، توانايي استدلال كردن بر مبناي اطلاعاتي است فرايندي كه در آن منابع معتبر شناسايي شده و به ديگران انتقال داده مي‌شود افزون برآن كارفرمايان از كارگران انتظار دارند از مهارت‌هاي همكاري و تشريك مساعي كار در گروه و تبادل اطلاعات در شبكه جهاني، يعني تحليل مساله از ديدگاه چند رشته‌اي برخوردار باشند. از آن جا كه اين شبكه‌ها بين‌المللي هستند، كارفرمايان در جستجوي افرادي برمي‌آيند كه ظرفيت تعامل موثر با كساني را دارا باشند كه داراي فرهنگ و زبان متفاوتي هستند و بالاخره كارگران عصر دانش بايد منعطف بوده و قادر باشند به همان سرعتي كه محيط‌هاي پوياي كار تغيير مي‌كند، به موثرترين شكل بياموزند ناگزير شهروندان چگونه آموختن را بايد فراگيرند.
الف ) موانع درون نظام آموزشي براي بكارگيري ICT
آموزش و پرورش، به رغم تلاش‌هاي صورت گرفته در حيطه‌ي برنامه‌ريزي تفصيلي آموزشي و درسي و نيز در حيطه‌هاي اجرايي و اداري، داراي نظامي متمركز است. اين تمركز برنامه درسي يكسان و بدون انعطاف را از لحاظ محتوا شيوه‌هاي آموزش و تدريس، و نوع ارزشيابي براي هر موضوع درسي، براي كليه دانش‌آموزان اعم از شهري و روستايي و ... با هر نوع استعداد علاقه و خاستگاه اقتصادي و اجتماعي، از هر جنس، نژاد، زبان و فرهنگ و ... تجويز مي‌كند در چنين نظام‌هايي عملاً هيچ‌گونه نوآوري و ابتكار چشم‌گير و موثري امكان نهادينه شدن نمي‌يابد زيرا هر اقدامي بايد از بالا تصميم‌گيري شده و به ‌طور سراسري به اجرا گذاشته شود.
بدنه اجرايي باهرچه از بالا بيايد به صورت يك دستور اداري و از سر رفع تكليف برخورد مي‌كند و به مجرد برخورد با يك مانع پيش‌بيني نشده اجراي دستور را متوقف مي‌كند در اين شرايط كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش تنها در سطح حداقل مثلاً به صورت يك موضوع درسي، امكان‌پذير خواهد شد. افزون برآن به واسطه اين تمركز توان برنامه‌ريزي درسي و رهبري فرانيد يادگيري كه از مهارت‌هاي اصلي در كاربرد فن‌آوري در آموزش و پرورش به شمار مي‌رود، در معلمان رشد نمي‌يابد. علاوه بر تمركز، دولتي بودن كليه فعاليت‌هاي تهيه و توليد مواد و نرم افزارهاي آموزشي مانع رشد و بالندگي بخش خصوصي در اين زمينه شده است و حال آنكه از شرايط موفقيت برنامه كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش، مشاركت فعال بخش خصوصي است.
نيروي انساني در آموزش و پرورش از نظر كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش با دو نارسايي عمده روبه‌رو است:
1. پرورش نيافتن تفكر منطقي، خلاقيت ذهني، روحيه جستجوگري و مهارت‌مديريت فرآيند يادگيري ناشي از نارسايي‌هاي برنامه‌هاي تربيت معلم و مساعد نبودن شرايط محيط كار براي بروز و شكوفايي هرنوع خلاقيت در معلمان.
2. ضعف قابل توجه انگيزه ناشي از علاقه‌مند نبودن به حرفه معلمي يا عدم توان لازم براي ايفاي اين نقش. جو مديريت آمرانه و غيرمشاركتي حاكم بر روابط اداري، كمي حقوق و دستمزد، احساس وجود تبعيض بين كاركنان دولت با معلمان و بالاخره عدم منزلت حرفه معلمي با توجه به نقش كليدي معلمان و مديران مياني در موفقيت‌ برنامه‌هاي كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش از اين رو ضروري است كه در طراحي برنامه‌هاي كاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش براي رفع يا تقليل اين محدوديت چاره ويژه‌اي انديشيده شود.
ادامه نوشته

نگاهي دقيق به جزئيات گام هاي رسيدن به مدرسه هوشمند

چکيده:

 آموزش رايج در مدارس کشور، يک آموزش سنتي و يا به عبارت ديگر آموزش فقط شنيداري مي باشد. حداکثر اقدام تصويري در خصوص موضوعات مورد آموزش، نصب بعضي پوسترهاي رنگي بر روي تخته سياه کلاس مي باشد. در روش ديداري- شنيداري سعي مي شود آموزش به کمک فيلم ، انيميشن، نماهنگ و ... ارائه گردد. در اين روش ماندگاري مطلب قريب به 20 سال مي باشد در حالي که ماندگاري مطلب در روش شنيداري حداکثر 6 ماه است. در ضمن در روش ديداري- شنيداري مطالب علمي در محيطي جذابتر و در مدت زمان کمتر قابل انتقال است

 در مدارس معمولي، طرح درس معلم شامل مجموعه اي از دستورالعمل ها، برنامه هاي درسي، سؤالات تمرينات اضافه، امتحانات کلاس و ... مي شود. اما در مدارس چندرسانه اي علاوه بر اين موارد، معلم از مواد آموزشي چندرسانه اي شامل فيلم، عکس، صدا، اسلايد و ... استفاده مي کند تا کيفيت و ماندگاري آموزش را ارتقا بخشد. اين قدم اول در راه حرکت به سمت مدارس هوشمند است.

   واژگان کليدي: مدرسه هوشمند، مدرسه چندرسانه اي، آموزش چندرسانه اي، ابزارمعلم، شبکه مدارس

   مقدمه

 درباره ي تأثير فناوري اطلاعات و ارتباطات بر نظام آموزشي (و به طور خاص مدارس) دو رويكرد متفاوت وجود دارد. برخي معتقدند، اثر فناوري هاي جديد تدريجي است و صرفاً انتقال برنامه ي درسي سنتي را كارآمدتر مي سازد و در واقع، دسترسي به اطلاعات سريع تر مي شود. رويكردي ديگر معتقد است ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به مدرسه ها، هدف ها و ابزارهاي تعليم و تربيت را به طور اساسي تغيير مي دهد. از اين ديدگاه فناوري اطلاعات بر مرزهاي ساختاري نظام آموزش سنتي فايق مي آيد.

 با اين كه موارد بالا از دستاوردهاي استفاده از فناوري اطلاعات است، با اين حال ساده لوحانه است اگر تصور كنيم ورود فناوري اطلاعات (در جلوه هاي متفاوت آن : اينترنت ، رايانه ، چند رسانه اي و ... ) به تنهايي باعث انقلاب آموزشي شود. اگر فرهنگ ياد دهي – يادگيري در نظام آموزشي تحول نپذيرد ، ورود فناوري هاي اطلاعاتي نه تنها تحولي ايجاد نخواهد كرد ، بلكه به تقويت سنت هاي محافظه كارانه ي آموزشي منجر خواهد شد. لذا تغيير در مدرسه سنتي به سوي مدرسه هوشمند نيازمند تغيير در نظام آموزش و پرورش كشور مي باشد و هيچگاه راه اندازي مدارس هوشمند ميسر نخواهد شد مگر ساختار نظام آموزش و پرورش تغيير يابد . اين امر نيازمند برنامه ريزي حداقل بيست ساله مي باشد. اين تغيير مي بايست قدم به قدم و با درايت و تفكر باشد.

 پس از بررسي هاي دقيق و كارشناسانه اي که در چهار سال اخير به عمل آمده است و با اتکا بر نمونه تجارب موفق آموزش و پرورش ايران در نيم قرن اخير، حال بر اين عقيده ايم که در ايران با چهارگام مي توان از مدارس سنتي به مدارس هوشمند رسيد. اين چهار گام عبارتند از:

 گام اول:  ايجاد مدارس چند رسانه اي

 گام دوم: ايجاد مدارس پروژه محور

 گام سوم: ايجاد مدارس مطلوب

 گام چهارم: ايجاد مدارس هوشمند

  نگاهي دقيق به جزئيات گام هاي رسيدن به مدرسه هوشمند

 آن چه در قالب چهار جدول ذيل ارائه مي گردد، فشرده و خلاصه ي برنامه ريزي ها و هدف گيري هاي لازم و متناسب با فضاي آموزشي کشور ايران است تا در فرآيندي بلند مدت و منسجم، بتوان به پارامترهاي مناسب کيفي در آموزش قرن 21 دست يافت. هر جدول به ارائه ي تعاريف، چشم انداز، اهداف، استراتژي ها و برنامه هاي در نظر گرفته شده در گام مورد نظر مي پردازد. در تشريح اهداف، استراتژي و برنامه هم به تفصيل در مورد هر چهار مشخصه ي: دانش آموز، معلم، سيستم آموزشي و معلم جداگانه بحث شده است.

 

ادامه نوشته

اصول مهم در توسعه ی فناوری اطلاعات در تربیت معلمان

نوآوری و ابداع در نظام های آموزشی سابقه ی طولانی دارد همراه با تحولات گوناگون در هر جامعه ای رهبران جوامع به فکر تحول درنظام تعلیم وتربیت می افتند که خود باید عامل تحول نیز باشد.

از جمله تحولات جدی عصر حاضر که موجب تغییرات بنیادی در اجتماعات بشری شده ،فناوری اطلاعات است.

فناوری اطلاعات اغلب مسئولان نظام های آموزشی را برآن داشته تا خود را بااین تحول عظیم همگام کنند.آمادگی معلمان عامل مهمی برای ورود فناوری اطلاعات به مدارس است . تجربه ی کشورهای جهان نشان می دهد که نوآوری آموزشی و ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش بدون همراهی و پذیرش معلمان میسر نیست. در واقع کانون هرتحول و اصلاحی را باید در جامعه ی معلمان جستجو کرد.

باید در نظام تربیت معلم از آغاز بر همراه کردن معلمان با فرآیند کاربرد فناوری اطلاعات در کلاس و مدرسه تأکید نهاد.

اصول مهم در توسعه ی فناوری اطلاعات در تربیت معلمان بر ۳ اصل استوار است :

1- معلمان باید درباره ی گستره ی وسیعی ازکاربرد رایانه در کلاس و فضای آموزشی مطالبی بیاموزند.

2- فناوری اطلاعات را باید در موقعیت های آموزشی و درسی ارائه کرد و معلمان عملا نحوه ی استفاده از فناوری اطلاعات را در کلاس درس ببینند و بیاموزند.

3- فناوری اطلاعات نباید در فضای سنتی آموزش محدود شود.فناوری را می توان هم برای پشتیبانی از اشکال سنتی فراگیری و هم به منظور تحول آن به کار برد.

اما برخی دبیران بعد از آموزش باز هم رغبتی به استفاده از فناوری و تغییر روش تدریس خود نشان نمی دهند و روش های رایج را کارآمدتر و آسانتر می دانند.دلایل این بی رغبتی :

۱-کمبود امکانات کمک آموزشی مثل رایانه

 ۲-نا آشنایی دانش آموزان با رایانه 

۳-کم بودن ساعات کلاسی

۴-بی دقتی دانش آموزان در کارگاه

  ۵- ناهماهنگی شیوه های ارزشیابی از کتاب ها با این روش تدریس

راهکارهای پیشنهادی برای ورود صحیح فناوری به آموزش:

1- ایجاد فضاهای برابر آموزشی

لازمه ی ورود فناوری به کلاس های درس فراهم کردن امکانات لازم در مدارس می باشد.

همان طور که همه ی ما میدانیم در مدارس دولتی به خصوص در مقاطع ابتدایی و راهنمایی به دلیل کمبود تخصیص هزینه توسط آموزش و پرورش برای تهیه ی رایانه،با کمبود این فناوری رو به رو هستیم زیرا نظام آموزشی ما هنوز جای خالی چنین امکاناتی را برای ارتقای سطح تعلیم و تربیت در این پایه ها حس نکرده است و این در حالی است که حتی با وجود ارائه ی درس مبانی علم رایانه در پایه ی سوم متوسطه در رشته ی ریاضی ،بسیاری از مدارس از وجود حتی یک رایانه بی بهره اند.

برای تقلیل اثر کمبود چنین مشکلی و هم چنین استفاده ی بهینه از بودجه و امکانات موجود بهتر

است مسئولین آموزش و پرورش برای هر منطقه متناسب با جمعیت دانش آموزی تحت پوشش،مراکز فناوری اطلاعات دایر کنند و با یک برنامه ریزی مناسب امکان استفاده ی تمامی دانش آموزان را به صورت رایگان فراهم آورند.

هم چنین برای صرفه جویی در وقت به دلیل کم بودن ساعات استفاده از رایانه و اینترنت مسئولان این مراکز می توانند برنامه های آموزشی و سایت های مناسب با آموزش هر مقطع را از قبل در اختیار معلمان قرار دهند.

۲- آموزش معلمان

ارائه ی واحدهای درسی به معلمان در زمینه ی سخت افزار و نرم افزار در آموزش ضمن خدمت یا مراکز تربیت معلم باید به گونه ای طراحی شود که به استفاده از این آموخته ها در کلاس درس منتهی شود. در این دوره ی آموزشی ،معلمان باید در مقام فراگیرنده ، نوعی الگوی پیشرفته ی آموزش و یادگیری و تلفیق فناوری اطلاعات در فرایند تدریس را تجربه کنند.

۳- کاربرد صحیح فناوری اطلاعات برای ارتقای سطح آموزشی و درک دانش آموزان :

امروزه برنامه های کمک آموزشی بسیار زیادی در بازار به شکل های مختلف وجود دارد به گونه ای که ما به عنوان یک معلم نمی توانیم از بین این همه تنوع،بهترین را انتخاب کنیم با این وجود مشاهده می کنیم که هیچ کدام از این برنامه ها نتوانسته در بیشتر مواقع بر کیفیت یادگیری دانش آموزان تاثیر به سزایی بگذارد هم چنین وقتی صحبت استفاده از فناوری در آموزش به میان می آید همه تنها به استفاده از رایانه برای ارائه ی مطالب توسط نرم افزار پاورپوینت بسنده می کنند درحالی که این روش تاکنون فقط توانسته است شیوه ی سنتی سخنرانی معلمان را جذاب تر کند و هیچ تغییری در کیفیت یادگیری و ارتقاء سطح علمی و نمرات دانش آموزان و حتی آموزش آنان ایجاد نکرده است.استفاده از اینترنت یکی از بهترین شیوه ها برای علاقه مند کردن دانش آموزان و به روز کردن اطلاعات آنان در زمینه ی دروس مختلف است.هم چنین معلمان می توانند برای بالا بردن سطح آموزشی خود اقدام به ایجاد وبلاگ هایی در مورد دروس تدریسی خود و حتی قرار دادن نمونه سوالات امتحانی در آن نمایند و از دانش آموزان بخواهند با مراجعه به این وبلاگ ها نظرات و پیشنهادها و مطالب جدیدی را که به دست می آورند برای اطلاع سایر دوستان خود در وبلاگ قرار دهند. این روش باعث می شود که بین معلم و دانش آموزان تعامل برقرار شود و انگیزه ای برای رقابت بین دانش آموزان ایجاد شود.

یکی دیگر ازموارد استفاده از فناوری،استفاده های آموزشی از تلفن همراه است مثل : استفاده ی ساده تر از منابع اینترنتی،ضبط کلاس های درس معلمان و گوش کردن مجدد درس،حل مسائل و تمرینات ریاضی،استفاده از امکانات آن برای دانش آموزان مبتلا به نقص شنوایی،فیلم برداری در آزمایشگاه و.....اما در به کارگیری این فناوری در مدارس باید به نکات زیر که بسیار حائز اهمیت است توجه شود:

۱-  استفاده ی غیر قانونی از تلفن همراه در جلسات امتحانی و ارسال سوالات به خارج از جلسه و دریافت جواب و ذخیره ی اطلاعات درسی و استفاده از آن در پاسخگویی به سوالات

۲- استفاده ی افراطی ونابه جا از آن که ایجاد مزاحمت در کلاس برای معلم و دانش آموزان می کند

۳-  استفاده ی غیر اخلاقی از آن به صورت تبادل پیام ها و عکس های غیر اخلاقی بین دانش آموزان

بیش از هر چیز این وظیفه ی مسئولین آموزش و پرورش و مدیران مدرسه است که در زمینه ی استفاده از تلفن همراه ،قواعد روشنی را تصویب و در اختیار دانش آموزان قرار دهند و بر اجرای این قوانین اصرار ورزند و همچنین هماهمنگی با والدین و برگزاری جلسات در این خصوص اهمیت بسیار زیادی دارد:

۱-  خرید تلفن همراه در دوره ی دبیرستان و سال های بالاتر

۲-  استفاده از دستگاه های ساده تر که امکانات کمتری دارد.

۳-  استفاده ی کمتر خود والدین از دستگاه تلفن همراه در حضور فرزندان

۴-  آگاه سازی فرزندان هنگام برخورد با پیام های دردسر ساز و نحوه ی برخورد با این قسم پیام ها

۵-دقت در هزینه های تلفن همراه فرزندان و تامین بخشی از این هزینه ها توسط پول تو جیبی خود آن ها

۶- تاکید و تکرار قوانین مدرسه توسط والدین برای دانش آموزان 

نظام آموزشي مالزي  

Mimos.jpg (372686 bytes)   MSC Hotel.jpg (365955 bytes)   MSC Sign 2.jpg (392211 bytes)   MSC.jpg (347196 bytes)

New Parliament in MSC.jpg (357701 bytes)   Smart School PCs.jpg (367765 bytes)   Smart school students 2.jpg (368132 bytes)   Smart School students.jpg (367361 bytes)

از جمله مسائل مهمي كه در اقتصاد دانايي مطرح است، دانش، مهارت و يادگيري مستمر مي باشد. به عبارت ديگر، توسعه و آماده سازي منابع انساني جهت ورود به عصر دانش و اطلاعات از اهميت حياتي برخوردار است. درحاليكه به نظر مي رسد سيستم كنوني آموزش و پرورش كشور قادر به پرورش نيروهايي دانش گرا و كار آفرين براي جامعه اطلاعاتي قرن بيست و يكم نبوده و نيازمند تغيير و تحول بمنظور حمايت از چشم انداز فن آوري اطلاعات كشور مي باشد  جهت نيل به اين هدف، ‌مدارس هوشمند
 « Smart School»  مي توانند نقش مهمي را ايفا نمايند. مدارس هوشمند مؤسسات آموزشي مي باشد كه با اعمال تغييراتي در نحوه آموزش و مديريت خود بصورت سيستماتيك، به آماده سازي دانش آموزان جهت رويارويي با عصر اطلاعات مبادرت مي نمايند. اهداف اين قبيل مدارس در کشور مالزي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود :

1. توليد نيروي كار متفكر و آشنا با تكنولوژي

2. توسعه و پرورش فيزيكي، ذهني، احساسي و معنوي دانش آموزان

3. ارائه و فراهم سازي  فرصتهايي به منظور بهبود تواناييها و استعدادهاي دانش آموزان

4. افزايش مشاركت همگاني در حوزه آموزشي (دبيران، دانش آموزان، مديران ،كاركنان مدارس و سطوح مختلف جامعه)

همانگونه كه قبلاٌ نيز برآن  اشاره شد کشور مالزي پيشگام دراجراي پروژه مدارس هوشمند، مي باشد كه مباحث مربوط به آن را از سال ۱۹۹۶ آغاز نمود. سپس در سال ۱۹۹۹  اين طرح در۹۰ مدرسه اجرا گرديد وتا سال ۲۰۱۰، كليه مدارس مالزي به مدارس هوشمند تبديل خواهد گرديد.
نكته بسيار مهم در اين نوع مدارس تغيير شيوه يادگيري از شيوة مبتني بر حافظه «Memory based learning»  به شيوه مبتني برتفكر و خلاقيت «Creativity based learning» مي باشد. فرآيند آموزش و يادگيري درمدارس هوشمند از 4 جزء به شرح ذيل برخوردارمي باشد:

دوره تحصيلي: انتقال دانش ، مهارتها، ارزشها و زبان از طريق ارائه دوره هاي مختلف تحصيلي و يكپارچگي اين عناصر براي رويارويي با عصر اطلاعات

فنون و روشهاي تعليم: بهره گيري از استراتژيها و سبكهاي مختلف آموزشي بمنظور کسب اطمينان از ايجاد صلاحيتهاي مورد نياز در دانش آموزان با ارائه آموزشهاي جذاب

ارزيابي : بهره گيري  از سيستم ارزيابي online و پايگاه داده كاملي از اطلاعات مربوط به دانش آموزان  در كل دوره تحصيل غير تحصيلي آنان

  مطالب و محتواي دوره هاي تحصيلي : ايجاد و تقويت تفكر چالشي و يادگيري با انگيزش در دانش آموزان، آموزشهاي مبتني بر شبكه و مواد درسي الكترونيكي

از جمله عواملي که در موفقيت و اداره مدارس هوشمند دخيل مي باشند مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1. دانش آموزان

2. . دبيران

3. كارمندان و مديران مدارس

4. والدين

5. سطوح مختلف جامعه

نكته بسيار مهم درمورد عوامل ذكرشده اين است كه مسئوليتها و و ظايف هر يك از عوامل فوق با وظايف سنتي آنهاكه درمدارس عادي وجود دارند متفاوت مي باشد. به عبارت ديگر تكنولوژي مورد استفاده شده دراين مدارس شكل اين ارتباطات را نيزمتفاوت مي نمايد، به عنوان مثال والدين مي توانند در هر لحظه بصورت online از كامپيوتر شخصي خود از آخرين وضعيت تحصيلي فرزند خود آگاه شده و يا با دبيران وي تماس داشته باشند.

 

استرالیا و بهره‌گیری از فناوری اطلاعات در نظام آموزشی

هر یک از ایالتها و مناطق هفتگانه استرالیا دارای وزیر آموزش و پرورش جداگانه‌ای هستند. در عرصه ملی نیز این وزارتخانه‌ها شورایی وزارتی در زمینه آموزش، اشتغال، تربیت و امور جوانان را تشکیل می‌دهند. شورای مزبور (MCEETYA) نقش اساسی را در ترسیم سیاستها، اهداف و مقاصد ملی دارد. اجرای سیاستهای ملی شورای مزبور در ایالتها و مناطق مختلف بر عهده وزارتخانه‌های محلی یاد شده است. هدف اساسی استرالیا در زمینه توسعه فناوری اطلاعات در مدارس به‌صورت زیر تصریح شده است:
در نظام آموزشی هنگامی که دانش‌آموزان از مدرسه فارغ‌التحصیل می‌شوند، باید در به کارگیری فناوریهای نوین، بویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات مطمئن، خلاق و بهره‌ور باشند و تاثیر آن فناوریها را در جامعه بخوبی درک کنند. سیاست استرالیا در به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش مبتنی بر تحقق نقش آموزش و پرورش در تقویت "جامعه‌ای عاری از تبعیض، خلاق و دانشمدار در عرصه اقتصادی است ... آموزش و پرورش نیز باید همگام با رشد دانشمداری جامعه استرالیا و پیوند آن با دیگر نقاط دنیا توسعه یابد."
فناوری اطلاعات به‌منظور بهبود و افزایش کیفیت، دسترسی و کارایی هزینه‌ای ارائه آموزش با آموزش و پرورش ممزوج شده است. این امر منافع زیادی را به‌دنبال دارد که از آن جمله می‌توان به ایجاد شبکه‌های حرفه‌ای یادگیری در سازمانهای مختلف به‌منظور مواجهه بهتر با چالشهای رقابت جهانی اشاره کرد. برای دستیابی به این چشم‌انداز مشترک دانش‌آموزان، معلمان و نظام آموزش استرالیا، شورای ملی آموزش و پرورش بر اولویتهای زیر تاکید کرده است:
ـ کسب اطمینان از ایجاد فرصتهای لازم برای تمامی فراگیران در استفاده موثر آنان از فناوریهای نوین توسط آموزش و پرورش؛
ـ پشتیبانی از کارکنان آموزش و پرورش در برخورداری از مهارتهای لازم به‌منظور بهره‌گیری بهینه از قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در انتقال یادگیری؛
ـ دسترسی موثر و کم‌هزینه به اینترنت توسط تمامی فراگیران بدون توجه به موقعیت جغرافیایی آنان؛
ـ ترویج همکاری در راستای توسعه و انتشار محتوای دیجیتال آموزشی مطلوب، خدمات و برنامه‌های کاربردی که فراگیران را قادر به بهره‌گیری بیشینه از منافع آموزشی از طریق بر خط می‌کند که این امر منجر به توسعه بازار و افزایش درآمد صادراتی خواهد شد؛
ـ تسهیم فعالیتها و پژوهشهای پیشرو در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات؛
ـ همکاری و هماهنگی با سطوح مختلف سازمانهای دولتی برای کسب اطمینان از توسعه سیاستها و چارچوبهای قانونی پشتیبانی از درک اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش.
راهبردهای شورای ملی آموزش و پرورش استرالیا مبتنی بر پیگیری فعالیتهای هماهنگ در تمامی بخشهای آموزش و پرورش است. تا به امروز، چهار طرح راهبردی ملی مورد ملاحظه قرار گرفته است: طرح عملیاتی آموزش و پرورش ملی، طرح عملیاتی بخش آموزش و پرورش فنی و حرفه‌ای، طرح عملیاتی بخش آموزش عالی، طرح عملیاتی بخش آموزش مدرسه‌ای و یادگیری در دنیای بر خط.
برای تحقق اهداف، شورای ملی آموزش و پرورش استرالیا به تشکیل گروه کاری ویژه نظارت بر عملکرد آموزش ملی (NEPMT) مبادرت کرده است که وظیفه آن، توسعه معیارهای کلیدی برای نظارت بر اهداف ملی مزبور و ارائه گزارشهای منظم در این زمینه است. این گروه در سال ۲۰۰۰ فعالیتهایش را با تعیین معیارهای نظارتی و ارزیابی مزبور شروع کرد. در گزارش مربوط به‌طور مفصل به محتوای یادگیری مهارتها و دانش به‌عنوان نتایج فعالیتها، معیارهای روند و منابع جمع‌آوری داده‌ها، راهبرد نظارت بر چارچوب مهارتها و دانش فناوری اطلاعات و ارتباطات، ساختار نظارتی و هزینه‌ها و منافع ناشی از برنامه نظارتی اشاره شده است.
در سال ۲۰۰۱، گروه کاری مزبور طی گزارشی به تشریح ویژگیهای نظامهای اطلاعاتی و ارتباطی لازم برای دسترسی، جمع‌آوری، دستکاری و ارائه اطلاعات پرداخت. در همین سال، شورای ملی آموزش و پرورش استرالیا اقدام به تشکیل گروه کاری جدیدی کرد که وظیفه آن، سنجش عملکرد فعالیتها و ارائه گزارشهای مربوط بود. در واقع، گروه مزبور موظف به پیگیری پیشنهادهای گروه قبلی است و انجام فعالیتهای تخصصی‌تر را در این راستا مورد ملاحظه قرار می‌دهد. از مهمترین اقدامات گروه اخیر که طی گزارشی در سال ۲۰۰۲ ارائه شد، می‌توان به ایجاد چارچوبی برای سنجش معیارهای کلیدی عملکرد بر اساس پیشرفتهای مربوط به دستیابی به اهداف ملی مورد نظر در مدارس و توسعه چارچوبی برای ارائه گزارشهای مربوط به فعالیتهای مزبور اشاره کرد. گزارش یاد شده هر ساله ارائه می‌شودو منعکس‌کننده سازوکارهای موثر در بهبود عملکرد برنامه‌ها و عوامل درگیر در آن است.

تحول نظام آموزشي در سايه فن آوري اطلاعات و ارتباطات

استفاده از "ICT" (فن آوري اطلاعات و ارتباطات) در جهان امروز منجر به تغيييرات اساسي و عمده اي در امر آموزش و يادگيري شده است. نخست اينكه ، ارائه فراوان اطلاعات، فهم و ادراك و تصور دانش آموزان از جهان را دگرگون مي سازد، دوم؛ توزيع وسيع و قابليت دسترسي آسان به اطلاعات ، رابطه بين آموزگاران و دانش آموزان را تغيير داده است، و سوم ؛ انعطاف پذيري ، ابعاد فضا وزمان در محيط سايبرنتيكي ، حيات آموزشي بشر را دگرگون مي سازد. تمام اين تغييرات گواه اين امر هستند كه "ICT" به تدريج به عنصر ضروري براي اصلاحات آموزشي و نوآوري هاي جامعه كنوني بدل شده است، و نظام آموزش مار ابه عصر آموزش الكترونيكي (E-Learning) نزديك مي كند. شكي نيست كه در آينده اي نزديك "ICT" فرصت هاي جديدي براي آموزگاران پديد مي آورد، زيرا اين پديده قادر است به تنهايي و به طرز قدرتمندي از ابداعات ونو آوري هاي آموزشي حمايت كند. كاربرد "ICT" در امر آموزش ، چالش هاي جديد و جديدتري را در برابر معلمان قرار مي دهد، آنها نه تنها بايد مهارت هاي استفاده از "ICT" را بياموزند، بلكه بايد چگونگي طراحي دستورالعمل هاي نوين را از طريق ادغام "ICT" با برنامه آموزشي فرا گيرند. منطقاً ، دانشجويان مراكز تربيت معلم نيز كه در آينده در شغل با ارزش معلمي اشتغال خواهند يافت، بايد كاملاً براي كاربرد "ICT" درامر آموزش آماده باشند. چرا كه هم اكنون مسؤولان و سياست گذاران كشورهاي مختلف متقاعد شده اند كه برنامه آموزش پيش از خدمت معلمان، بدون وجود "ICT" نمي تواند يك برنامه آموزشي كامل تلقي شود. به موازات اينكه "ICT" به طور فزاينده اي به عنصر ضروري واساسي در اصلاحات آموزشي و نو آوري در واحدهاي آموزشي تبديل مي شود شرايط حاضر ضرورت بهبود آموزش پيش از خدمت معلمان را در زمينه "ICT" مطرح مي سازد از آنجاييكه نوشته حاضر بر مسائل مربوط به آموزش پيش از خدمت معلمان پيرامون "ICT" تمركز مي كند، ابتدا مشكلات مربوط به نگرش هاي موجود در رابطه با آموزش پيش از خدمت معلمان در زمينه "ICT" مورد بحث قرار خواهد گرفت و نمونه هايي از راه حل هاي موقت براي مسائل ومشكلات موجود ارائه خواهد شد. سپس بر پايه تجربيات به دست آمده در زمينه آموزش "ICT" براي معلمان شاغل در مراكز تربيت معلم، يك برنامه آموزشي جامع به منظور آموزش پيش از خدمت معلمان در زمينه "ICT" در چارچوب فرهنگ هاي مختلف ارائه مي شود. بخش اول: مشكلات كنوني آموزش پيش از خدمت معلمان براي فراگيري "ICT" دانشگاهها و مراكز تربيت معلم براي رويارويي با چالش آموزش الكترونيكي و فن آوري اطلاعات وارتباطات "ICT" ، تلاش هاي فراواني را جهت تقويت توانايي ها و قابليت هاي دانشجويان خود در امر "ICT" انجام داده اند. در ژوئن سال ۱۹۹۹ ميلادي، بيش از ۹۹ درصد از دانشگاه هاي تربيت معلم چين، آموزش رايانه را به عنوان يك واحد آموزشي اجباري اعلام كردند، و حدود ۷۶ درصد دانشگاه ها دفاتري رادر رابطه با "ICT" تأسيس كرده اند. برنامه آموزشي پيشنهادي براي دانشجوياني كه در آينده معلم خواهند شد، مشتمل بر چهار بخش دروس پايه، دروس تخصصي ، تئوري هاي آموزشي و آموزش عملي است كه معمولاً در سال آخر تحصيل وزماني كه دانشجويان به مدت ۲ تا ۴ ماه به صورت آموزشي به عنوان كارورز به مدارس مي روند،صورت مي گيرد. * در كشور چين از دهه ۱۹۹۰ ، دو دسته دوره هاي فني "ICT" نيز به برنامه آموزش پيش از خدمت معلمان اضافه شد (شكل ۱ ب ) . دسته اول در گروه مباني "ICT" قرار مي گيرد كه شامل بخش هايي چون مباني رايانه، برنامه نويسي، ابزارهاي نرم افزاري، و برنامه هاي شبكه اي است. دسته دوم كه به زمينه هاي تخصصي به فن آوري اطلاعات وارتباطات مرتبط مي شود، شامل بخش هايي چون ابزارهاي آموزشي، آموزش بر مبناي رايانه (COMPUTER-BASED_ Training) يا C.B.T و برنامه ريزي بر اساس سيستم هاي چند رسانه اي يا مالتي مديا (MULTIMEDIA) متمركز است. آموزش براي آينده (T.F.F) Training for the future برنامه آموزشي T.F.F كه براي معلمان شاغل در مدارس طراحي و ايجاد شده است. مي تواند برنامه آموزش پيش از خدمت معلمان را نيز در بر گيرد. بازتاب سخنان معلماني كه در دوره هاي آموزشي T.F.F را طي كرده اند نشان مي دهد كه تمامي شركت كنندگان در اين دوره ها نه تنها از چگونگي عملكرد فن آوري اطلاعات و ارتباطات "ICT" آگاه شده اند ، بلكه عميقاً نيز دريافته اند كه ادغام "ICT" در برنامه تدريس مي تواند اثرات يادگيري را افزايش داده و قابليت تفكر را به سطح بالايي برساند. همچنين باعث مي شود تا معلمان برنامه هايي را براي دروس مختلف تحت عنوان درس افزار "CourseWare" طراحي كنند كه فن آوري نوين به خوبي در آن ها ديده شده باشد. آموزش فن آوري اطلاعات و ارتباطات "ICT" رمز اساسي موفقيت آموزش هاي تكنيكي در دنياي آينده خواهد بود. نتايج حاصل در زمينه نگرش جامع نسبت به آموزش پيش از خدمت معلمان پيرامون "ICT" را مي توان به شرح ذيل جمع بندي و نتيجه گيري كرد: .۱ برنامه ريزي درسي بر مبناي "ICT" در دانشگاهها و مراكز آموزشي ۲ . ادغام آموزش هاي نظري و فعاليت هاي تربيتي و عملي ۳ . تركيب فعاليت عملي و فكري ( يعني تلفيق فكر و دست)، يادگيري وآموزش توأم با فعايت هاي ذهني همانند نوآوري و خلاقيت، انجام كارهاي گروهي، همساني با ساير فراگيران، و تعمق پيرامون يادگيري انفرادي و گروهي. ۴ . آموزش براي انتقال مفاهيم يعني روند آموزش بايد تا حدامكان تحت پشتيباني "ICT" بوده و عناصر ونوآوري هاي حوزه تدريس بر مبناي "ICT" طراحي شده باشند، به نحوي كه فراگيران بتوانند از اين عناصر براي طراحي در روند تدريس و تهيه درس افزارها "Course Ware" استفاده كنند.

  طبقه بندي فعاليت ها بين نظريه ها، فن آوري ها و شيوه هاي تربيتي ، هماهنگي و انسجام بهتري ايجاد كرده است. .۴ ويژگيهاي آموزش براي آينده (Training - For The _ Future پروژه T.F.F كه توسط شركت معظم اينتل پايه گذاري شده است، معرف يك تلاش بين المللي است تا از طريق تربيت معلمان ، قابليت هاي آنان رابراي كاربرد "ICT" در كلاس هاي درس بهبود داده و تقويت كنند. هدف اصلي اين برنامه درسي اين است كه معلمان مدارس بايد بياموزند كه چگونه قوه يادگيري دانش آموزان را براساس پرسش و جست وجو افزايش داده و به طور مؤثر كاربرد رايانه را در برنامه درسي آنان وارد كنند. به طوري كه دانش آموزان بتوانند يادگيري و دانش خود را تا سرحد ممكن افزايش دهند. «از سال ۲۰۰۰ ميلادي، بيش از ۱۸ هزار معلم در كشور چين بااين روش آموزش ديده اند». مباني نظري و طراحي دوره براي آموزش"ICT" براساس T.F.F به صورت زيرساماندهي شده است. .۱ فعاليت هاي علمي و عملي (كاربردي ) و «سخنراني آموزشي » وتهيه مطالب و موارد كمك آموزشي در تهيه رسانه هاي مكتوب وغيرمكتوب. .۲ طبقه بندي فعاليت هاي آموزشي : طبقه بندي فعاليت هاي آموزشي در برنامه ريزي درسي به كمك "ICT" شامل بخش هاي مختلف است كه انواع برنامه هاي عملي و نظري را در بر مي گيرد، بطور مثال مي توان از: * نظريه هاي آموزشي "Learning theories" * جستجوي اطلاعات "Searching information" * انتشار ونشر منابع آموزشي مطالعاتي "Discussing Pedagogical Issues" * طراحي برنامه هاي درسي "Designing Lesson Plan" * طراحي خلق آثار الكترونيكي ودرس افزارها "Creating E- Lerning Swbject" &"Course Wares" * ارزشيابي انفرادي وارزشيابي كارهاي گروهي "Individuad&Team Group Evaluation" * ارتباطات / انتشارات "Comunication/ Publishing" نام برد. * بسياري از اين فعاليت ها مستلزم بهره گيري از داده هاي آموزشي هستند. اين فعاليت ها تا حدودي عناصر اساسي تشكيل دهنده روندهاي آموزشي مبتكرانه را در بر مي گيرند. اين عناصر عبارتند از «يادگيري مبتني بر تحقيقات » ، «يادگيري مبتني بر منابع» ، و «ارزيابي و بررسي با رويكرد عمل و اجرا» * تجربه نشان داده است دانشجوياني كه طي اين روند تربيتي تجربه نوگرايي را كسب كرده باشند، عناصر نوين آموزش را درجريان تدريس خود نيز منتقل خواهند ساخت. سخنراني هاي نظري (Theoretical Lecturer) : اين بخش شامل ۸ سخنراني آموزشي مي شود، هر سخنراني چشم اندازهاي جديدي رادر رابطه با كاربرد "ICT" درامر آموزش مطرح مي كند، و باالگوهاي نوين آموزشي به كمك فن آوري هاي جديد مي پردازد، ونكات زيرروش «شناسانه حساس» را براي طراحي سيستم هاي خلاق يادگيري مورد بحث قرار مي دهد. تأمين تجهيزات آموزشي Support Materir : اين بخش شامل مجموعه اي از ابزارهاي درسي از جمله نمونه الگوهاي درسي، نمونه هاي طرح درس، نمونه هاي كارهاي گرافيكي وآثار الكترونيكي دانشجويان و سرفصل هاي مربوط به ارزيابي و ارزشيابي راشامل مي شود كه براي پشتيباني از فعاليت هاي عملي مختلف طراحي شده اند. .۲ الگوي مشترك براي برنامه درسي فن آوري اطلاعات وارتباطات "ICT" دوره «فن آوري اطلاعات و ارتباطات ، بر پايه كاربرد "ICT" در حوزه آموزش طراحي مي شود در طراحي اين گونه برنامه هاي درسي بايد سعي شود كه: * تئوريهاي آموزشي «نظريه ها» بيش از حد مورد بحث قرار نگيرند و عمدتاً كاربرد فن آوري اطلاعات و ارتباطات "ICT" در حوزه آموزش مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند. * "ICT" وكاربردهاي آموزشي آنها به خوبي معرفي شوند. * برا ي طراحي تدريس نوگرايانه با پشتيباني فن آوري اطلاعات و ارتباطات "ICT" فوق العاده با اهميت جلوه داده شوند. به طور خلاصه ، مشكل اصلي اين گونه برنامه هاي درسي ، اختلاف وتباين در نظريه هاي گوناگون، فن آوري هاي عمده اطلاعات و ارتباطات "ICT" و اجراي اين گونه برنامه هاي آموزشي در مرحله عمل است. براساس تلاش هاي تحقيقاتي درسال هاي اخير، برنامه هاي درسي جديد در رابطه با فن آوري اطلاعات وارتباطات "ICT" طراحي شده است ونقطه تمركز آن بر كاربرد آموزش "ICT" و تلاش براي ايجاد همگرايي در نظريه ها، فن آوري ها واجراي فنون تربيتي در مدارس است اين برنامه درسي شامل سه بخش زير است: پيش به سوي يك نگرش جامع (رويكرد در هم تنيده) با شناخت مشكلات موجود دررابطه با آموزش پيش از خدمت معلمان در امر "ICT" ، در طي سه سال گذشته راه حل هاي جديدي نيز عرضه شده است و تجربه هاي قابل ملاحظه اي در زمينه دستيابي به يك نگرش جامع «رويكرد در هم تنيده Integrated Approach» براي آموزش "ICT" به دست آمده است. در ادامه بحث سه نمونه آزمايشي را كه مي تواند به عنوان راه حلي موقتي براي مشكلات فوق الذكر قلمدادشود شرح مي دهيم. ۱ . تأسيس دانشكده هاي خاص تربيت معلم "ICT" آموزش پيش از خدمت معلمان آينده كشورها را پيرامون "ICT" ، رقم مي زند اين مراكز مي توانند در فضايي به مساحت تقريبي ۲۵۰۰ متر مربع احداث شده، وشامل كلاس هاي درس مالتي مديا، آزمايشگاه هاي شبكه اي براي استفاده از (CA) Computer Aided Learning ، آزمايشگاه هاي توليد وسايل آموزشي ، مركز توليد رسانه اي ، و نيز آزمايشگاه هاي ميكروتيچينگ (Microteaching) باشند. تسهيلاتي كه در اين مراكز عرضه مي شوند مي تواند امكانات و فعاليت هاي آموزشي وعملي را به طور همزمان براي حدود ۳۰۰ نفر دانشجو فراهم كند. برنامه هاي درسي شاخصي كه در اين گونه مراكز عرضه خواهد شد شامل «مباني رايانه و نرم افزارهاي شبكه هاي كامپيوتري» ، «طراحي وسايل آموزشي» ، «سيستم هاي چند رسانه اي» ، «آموزش از راه دور» ، «طراحي و اجراي برنامه هاي آموزشي رايانه اي» و نظاير آن ها مي شود. دانشجويان طي دو مرحله آموزش مي بينند در مرحله اول ، آنها از طريق برنامه اي عملي مربوط به مطالعه نظريه هاي آموزشي معاصر و شيوه هاي كاربردي "ICT" ، را مي آموزند.در مرحله دوم ، آنها در آزمايشگاه هاي خاص Micro Teaching ، تركيب علوم و فنون را با كار آموزشي آتي خود در مدارس، به طور عملي تجربه كرده و با ارائه درسي افزارها (Course Wares)فن تعليم و تربيت را اجرا مي كنند. اين نگرش پيوند خوبي ميان آموزش و يادگيري فن آوري با فعاليت آموزشي عملي ايجاد مي كند. در كشور چين تا پايان نوامبر ۲۰۰۱ ميلادي، بيش از ۲۵۰۰ دانشجو از دانشگاه هاي تربيت معلم آموزش "ICT" ، ديده اند. يكي از دانشجويان رشته زيست شناسي پس از گذراندن دوره آموزشي خود گفت: «اين دوره تربيتي دانش فراواني درباره "ICT" وكاربرد آن در حوزه آموزش به من آموخت اين امرباعث شده است تا هنگامي كه براي تدريس به مدرسه مي روم ، اعتماد به نفس بيشتري داشته باشم». مباني "ICT" دوره هاي مباني (پايه اي ) فن آوري (تكنولوژي ) آموزشي دوره هاي آموزش رايانه دوره هاي تخصصي (ICT) تمرين هاي عملي آموزشي شكل ۱ . نمونه اي از طرح «افزايش و پيشبرد» فن آوري در آموزش پيش از خدمت معلمان اما، در رابطه با نگرش «افزايش و پيشبرد» دوره هاي تكنولوژيكي مشكلاتي نيز بروز كرده است ، زيرا: * مباني «ICT » توسط استادان علوم رايانه اي تدريس مي شود، لذا تنها مسائل فني موردبحث قرارگرفته وهيچ چيزي در رابطه با كاربردهاي آموزشي فن آوري آموخته نمي شود. * دوره هاي فن آوري آموزشي به شيوه هاي سنتي تعليم داده مي شوند و شواهد چنداني در رابطه با استفاده از فن آوري هاي نوين جهت نوآوري هاي آموزشي ديده نمي شود؛ و بنابراين: * دانشجويان نمي دانند زماني كه وارد كلاسهاي درس درمدارس مي شوند چگونه از فن آوري نوين اطلاعات وارتباطات ICT دركلاسهاي درس استفاده كنند، زيرا آنها در زمينه كاربرد ICT در برنامه آموزشي خود از قبل تمرينات، مهارتهاي لازم را كسب نكرده اند. همانگونه كه مي بينيم، درشيوه كنوني آموزش پيش از خدمت معلمان، فن آوري بطور مجزا از مطالعه متون تخصصي، نظريه هاي آموزشي و نيز آموزشهاي عملي تدريس مي شود. بدون شك، اين وضعيت مانع از گسترش قابليت معلمين آينده دركاربرد ICT جهت تقويت وحمايت از نوآوريها درامر تدريس مي شود، چرا كه معلمان همان گونه كه به آنها تدريس شده است، تدريس خواهند كرد. * براساس تجارب به دست آمده در زمينه آموزش پيش از خدمت وآموزش حين خدمت معلمان با استفاده از تكنيك هاي ICT ، امكان تهيه يك برنامه درسي منسجم وجامع برمبناي ICT هميشه مدنظر بوده است كه هدف آن دستيابي به موارد زيراست: ۱ـ استفاده از تكنيك هاي ICT درآموزشهاي پيش از خدمت وكاربردموردي ICT درآموزش هاي حين خدمت معلمان. ۲ـ تركيب نظريه ها، فنون تربيتي و فن آوريهاي آموزشي در درون چارچوبها، اصول و فرهنگهاي يادگيري با تكيه برتكنيك هاي ICT . ۳ـ تهيه انواع رسانه هاي مكتوب (Media - Printing) وتكيه بر سيستم آموزشي چندرسانه اي مولتي مديا (Multi-Media) به هنگام ارايه درس افزارها (Course-Ware). نحوه طراحي الگوي دوبعدي براي طبقه بندي فرهنگ هاي آموزشي درعصر اطلاعات Informationage، بخش عظيمي از فعاليت هاي آموزشي درمحيط آموزشي وسايبرنتيك با «بعد مسافت صفر» صورت مي گيرد، بنابراين فرهنگهاي آموزشي مختلف كشورها با يكديگر تداخل پيدا خواهند كرد. دراين مقوله يك الگوي دوبعدي را براي طبقه بندي فرهنگهاي آموزشي پيشنهاد كرده ايم كه چهارنوع متفاوت از الگوهاي آموزشي درآن مشخص شده است: ۱ـ خردگرايي ـ هدف گرايي ۲ـ فرد گرايي ـ تركيب گرايي ۳ـ جمع گرايي ـ هدف گرايي ۴ـ جمع گرايي ، تركيب گرايي كه درشكل ۳ نشان داده شده است ، دراين مقوله تلاش شده است تا الگوهاي آموزشي موجود را كه تحت پشتيباني «ICT » قرار مي گيرند با فرهنگهاي آموزشي خاص خود پيوند بخورند. هركدام از الگوهاي يادگيري كه در شكل ۳ آورده شده است ارزش خاص خود را براي توسعه قابليت هاي دانش آموزان دربردارد. بنابراين، آموزگاران بايد با استفاده جامع از الگوهاي متفاوت يادگيري نظريه هاي بنيادي هريك از فرهنگها را بشناسند؛ آنها بايد به وضوح بدانند كه كدام يك از الگوهاي تربيتي به كدام يك از فرهنگ ها مرتبط است و معلمان بايد بتوانند با استفاده از فن آوريهاي مناسب جهت پشتيباني از يك الگوي آموزشي خاص استفاده كنند. باتوجه به اين ملاحظات ، براي هركدام از فرهنگهاي يادگيري برنامه اي را مطابق جدول شماره ۴ پيشنهاد مي كنيم. درستون مربوط به فن آوريها، واژه هايي كه زير آنها خط كشيده شده است (Under Lined) بيانگر ابزارهاي گزينشي (انتخابي ) درتدريس هستند.

و اما اولین گام عملی در راه هوشمند سازی مدارس

با همت وبرنامه ریزی یکساله فناوری آموزش وپرورش شهرستان خمین وبا بازدید های مکرر از مدارس هوشمند استانهای  پیشگام در این زمینه اولین آموزشگاه هوشمند بومی در یکی از مدارس روستای در مهر ماه سال جاری به بهره برداری رسید ضمنا  تمام کارهای  این آموزشگاه از جمله طراحی شبکه بیسیمی وطراحی میزهای دانش آموزان  وغیره بصورت اختصاصی توسط این کارشناسی انجام شده است

آدرس وب سایت آموزشگاه  www.masoomin.ir 

جهت بازدید از تصاویر دیگر اینجا کلیک کنید

مدرسه هوشمند، يک ضرورت

 

سالها پيش با بروز ناكارآمدي روش‌هاي سنتي در آموزش، روش دانش‌آموز محوري به عنوان الگويي پيشرفته براي تحول نظام آموزشي، معرفي گرديد. اما هيچ‌گاه اين روش، مطابق آن‌چه تجربه شده بود، در ايران به منصه ظهور نرسيد. شايد يكي از دلايل اين امر گرايش كلي نظام آموزشي به علوم انتزاعي و حتي تدريس علوم تجربي به شكل انتزاعي باشد كه مغايرت اساسي با روش‌هاي مبتني بر تجربه فردي دانش‌آموز دارد. اكنون ابزار رايانه و اينترنت، تحولي را در نظام آموزشي جهان رقم زده كه بومي‌سازي آن در ايران نيز به سرنوشت روش دانش‌آموز محوري دچار شده است.

 واضح است كه براي تحول در نظام آموزشي كشور، هرگز نمي‌توان از بنيان آغاز كرد و كل نظام آموزشي را با نظامي جديد عوض كرد، بلكه اين تحول بايد تدريجي و مبتني بر واقعيات جامعه باشد. مدرسه هوشمند، يك پيشنهاد عملي با هدفمندي اجراي پيشرفته‌ترين روش‌هاي آموزشي نوين و نگاه عملي به وضعيت كنوني نظام آموزشي كشور است. در يك نگاه كلي، اگر فرايند آموزش در مدرسه را به سه بخش تدريس معلم، انجام تكليف و تمرين و برگزاري آزمون تقسيم كنيم، در مي‌يابيم كه بدون دخالت مستقيم در بخش اول كه از ايستايي بيشتري در مقابل تحول برخوردار است نيز، مي‌توان دست به بهبود نظام آموزشي زد.

 

مقاله کامل را اینجا ببینید

ده اصل کلیدی آموزش در مدارس هوشمند

1. مديريت به جاي مالکيت (اصل دسترسي)
در
روزگار جديد، داشتن اطلاعات، قدرت نيست. بلکه دسترسي به اطلاعات قدرت محسوب مي شود. همه عملکردهاي ما بايد به
گونه­اي تغيير يابد که فرآيند انباشت اطلاعات، به توانايي مديريت داشته ها و ورزيدگي درکسب و دسته بندي اطلاعات تبديل شود.

2. تحصيل به جاي تدريس (اصل تحصيل)
فرايند فعلي آموزش، يکسويه و کند است. درمدارس هوشمند بايد به تدريج فرآيند «تدريس» به فرآيند «تحصيل » مبدل شود و
 دانش­آموز، خود به کشف و استنباط مطالب بپردازد.

3. کايزن (اصل تغييرتدريجي)
هيچ فرآيندي، دفعي و مطلق نيست و همه چيز در بازه هاي زماني به وجود مي آيد. لذا شرط لازم براي رسيدن به نقطه ي مطلوب، «درمسير بودن» و شرط کافي براي رسيدن به وضعيت مطلوب، «حرکت کردن» است.

4. مسلط بودن بر ابزار به جاي مقهور ابزار بودن (اصل سلطه تکنيکي )
مدارس هوشمند، مدارس «کامپيوتر محور»  نيستند؛ بلکه مدارس «فهم محور» هستند. تمامي امکانات و تجهيزات تکنولوزيک بايد در خدمت عميق کردن فهم و دانايي دانش آموز باشد. فن آوري هاي نوين آموزشي، هدف نيستند؛ بلکه وسيله هستند.
لذا ضروري است متوليان اداره ي مجموعه هاي هوشمند، به تناسب موقعيت، بر اين ابزارها تسلط داشته باشند.

5. جايگزين هاي مناسب به جاي وابستگي مطلق (اصل نفي تعلق)
ابزارهاي پيشرفته، خالي از نقص و ضعف نيستند و هر مشکل پيش پا افتاده اي مي تواند در هر لحظه، دسترسي به آن ها را محدود و مسدود کند. لذا نبايد اسير و مسحور کامپيوتر شد و بايد آماده ي هر مسئله و مشکلي بود.
بايد به فکر جايگزين هاي مناسب و فوري باشيم.

6. ايده ي پيشرفته به جاي ابزار پيچيده (اصل ايده محوري)
ابزارهاي گسترش و تعميق فهم، تنها منحصر به فن آوري هاي پيشرفته نيست و هر وسيله ي ساده اي ممکن است ما را به اين هدف برساند. مهم طرح و ايده ي انجام کار است.

7. مربي به جاي معلم (اصل تربيت )
آموزش بايد از حالت تک بعدي خارج شود و جايگاه معلم از متکلم وحده به سوي مدير و مشاور و حتي همکار دانش­آموز تغيير يابد. کلاس درس نيز به اتاقِ داراي ميز و نيمکت محدود نمي شود و هر مکان و فرصت ديگري در مدرسه،کلاس درس خواهد بود.

8. انگيزش به جاي اجبار (اصل جستجو)
اگر تلاش و حرکتي از سمت دانش آموز صورت نگيرد، عملاً فرايند «تحصيل» رخ نخواهد داد. دانش آموز بايد در جستجوي دانش و علم باشد. لذا ايجاد انگيزه ي يادگيري در دانش آموز از اولويت بالايي برخوردار است.

9. عمل گرايي به جاي نظريه پردازي (اصل توانايي محوري)
ملاک ارزيابي دانش آموز در مدارس هوشمند، علاوه بر دانايي بايد بر توانايي متکي باشد.
يعني لزوماً «بيشتر دانستن» ملاک «بهتر بودن» نيست؛ بلکه «بهتر به کار بستن» اصل است و داشتن حدنصاب دانش کافي است.

10. عدالت به جاي مساوات (اصل تناسب )
توجه به تفاوت سطح دانش آموزان و تعيين تمرين و تکليف و ارزيابي متناسب اهميت زيادي دارد.
با رعايت حدنصاب ها، صرفاً سرعت و شتاب رشد مهم است

منبعhttp://www.aghaeeschool.com/school/10%20asle%20kelidi.htm

مدارس هوشمند

 تعاريف :

تعريف مفهومي : مدرسۀ هوشمند مدرسه اي است كه جهت ايجاد محيط ياددهي - يادگيري و بهبود نظام مديريتي مدرسه و تربيت دانش آموزان پژوهنده طراحي شده است .

تعريف : مدرسۀ هوشمند مدرسۀ فيزيكي است كه كنترل و مديريت آن مبتني بر فناوري رايانه و شبكه مي باشد و محتواي اكثر دروس آن 

الكترونيكي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن هوشمند است .

  اهداف :

  رشدهمه جانبه دانش آموزان ( ذهني . جسمي . عاطفي و رواني )

 ارتقاء تواناييها و قابليتهاي فردي

  تربيت نيروي انساني متفكر و آشنا به فناوري

  افزايش مشاركت مردمي

 

راهبردها و خط مشي ها :

- تاكيد بر مهارتهاي فكر كردن

- تدريس ارزشها و زبان از طريق آموزش

- فراهم نمودن محيط ياد دهي - يادگيري

- فراهم كردن انواع شيوه هاي آموزشي برا ياستعدادهاي مختلف

- آگاهي دادن به اولياء در مورد آنچه در مدرسه واقع شده است .

- فراهم كردن فرصتهاي همكاري افراد جامعه با مدرسه

 

اركان مدرسۀ هوشمند :

  محيط ياددهي - يادگيري

  اين محيط چهار حوزه را تحت پوشش خود قرار مي دهد :

الف - برنامۀ درسي               ب - روش تدريس                  ج - ارزیابی                      د - محتوا

مديريت : منابع و فرآيندهاي مورد نياز محيط ياددهي - يادگيري را پشتيباني و حمايت مي كند.

مسئوليتهاي افراد و مهارتهاي مورد نياز : در اين مدرسه نقش مدير. معلم .دانش آموز و والدين تغيير خواهد كرد و با توانيي ها و دانش خود نقش مؤثري در مدرسه خواهند داشت .

فناوري : ايجاد محيط ياددهي - يادگيري . مديريت و ارتباطات بيروني راه حل هاي مبتني بر فناوري را الزامي مي كند.

 

ويژگيهاي اركان مدرسۀ هوشمند:

محيط ياددهي - يادگيري

الف - برنامۀ درسي

اصول حاكم بر برنامۀ درسي در اين مدرسه به شرح ذيل مي باشد :

3 طراحي براي كمك به دانش آموزان براي رشد همه جانبه و متعادل

3يكپارچه سازي دانش آموزان براي رشد همه جانبه و متعادل

3يكپارچه سازي دانش . مهارتها و ارزشها از طريق برنامۀ درسي ( باپروژه اي نمودن فعاليتها ي مربوط به محتوا )

3نظم و تداوم در آموزش

3ايجاد نگرشها ي مناسب در استفاده از فناوري

3 دسترسي همه دانش آموزان به آموزش مطلوب

 

  ديدگاه برنامۀ درسي :

3معني دار بودن : همۀ دانش آموزان مفاهيم آموزش را درك مي كنند تا مقصود از آموزش خود را بدانند .

3 مسئوليت اجتماعي : از وضايف و مسئوليتهاي خود در جامعه آگاه مي شود . نسبت به مردم احساس مسئوليت مي كنند .

3باز خورد برنامۀ درسي : برنامۀ درسي بايد در دانش آموز مهارت و نگرش نقادانه و خلاقيت مثبت ايجاد كند .

3همه جانبه بودن : برروي رشد همۀ ابعاد انساني تاكيد مي كند و به دانش آموزكمك مي كند كه روابط بين موضوعات مختلف را درك كند .

3عدم محدوديت : برنامۀ درسي محدود كننده نيست . اولا" دائما" برنامه هاي موجود بازنگري    مي شود . ثانيا" به دانش آموزان اجازه مي دهد از برنامۀ درسي خود فراتر گام بردارند.

3هدفداري : برنامۀ درسي از فناوري به عنوان يكي از وسايل انتقال دانش استفاده  مي كند و به دانش آموزان نيز مهارت استفاده از فناوري را براي رفع نياز خود را مي آموزد.

ب - روش تدريس

روش تدريس در اين مدرسه. دانش آموز محور خواهد بود.

اصول حاكم برروش تدريس به شرح ذيل مي باشد :

3 فراهم كردن تركيبي از روشهاي يادگيري براي اطمينان از رشد همه جانيه استعدا ها و قابليتهاي دانش آموز  به منظور :

الف - تشويق يادگيري و ارتقاء  خلاقيت

ب - دانش آموز محوري فعاليتها و ارتقاء تواناييهاي فردي

3فراهم نمودن انواع روشهاي آموزشي براي ارتقاء يادگيري

3هدايت كلاس با روشهاي مختلف ياددهي - يادگيري

با توجه به دانش آموز محور بودن  مدرسۀ هوشمند  نقش دانش آموز مهمتر مي باشد به صورتي كه :

 3درتعيين اهداف آموزشي دانش آموز با راهنمايي معلم خود اهداف را شكل مي دهد.

3درتعيين وظايف آموزشي به پيشنهاد معلم وظايف توسط دانش آموز تعيين مي گردد.

3در انتخاب منابع دانش آموز منابع خود را در نظر مي گيرد و از معلم در مورد آنها نظر مي خواهد.

ج - ارزيابي

ارزيابي در مدرسه به صورت هوشمند ودر برخي دروس با توجه به نوع درس غير هوشمند  مي باشد .

ويژگيهاي ارزيابي :

1جامعيت                         1اجرا در انواع شكلها             1 روشهاي چند گزينه اي               1 به موقع بودن                 1دانش آموز محوري                      1 استمرار

- حيطه ارزيابي در مدرسۀ هوشمند جامع مي باشد و علاوه بر ارزشيابي پاياني آمادگي و پيشرفت را نيز در بر مي گيرد و اين روش اطلاعات گوناگوني در مورد توانايي ها و نوع يادگيري دانش آموز ارائه مي دهد:

3ارزشيابي ورودي = سنجش سطح دانش و توانايي.

3ارزشيابي  مستمر = اندازه گيري پيشرفت دانش آموز براي سنجش قوت ها و ضعف هاي موجود.

3ارزشيابي پاياني = با توجه به سيستم آموزشي حاضر اين ارزشيابي به صورت كتبي از ميزان يادگيري دانش آموز به عمل مي آيد .

- ارزيابي به شكلهاي مختلف طراحي مي شود : ارزيابي در كلاس ارزيابي مدرسه اي ارزيابي متمركز .

3ارزيابي در كلاس : اين نوع ارزيابي در حين آموزش و پس از آموزش مي باشد .

3ارزيابي مدرسه اي : اين نوع ارزيابي در پايان هربخش درسي مي باشد.

3ارزيابي متمركز : اين نوع ارزيابي هر زمان كه دانش آموز اعلام آمادگي كند به صورت يك پروژه ارائه مي گردد.

د - محتوا

در اين مدرسه محتوا به دو شكل مي باشد :

3محتواي تهيه شده با استانداردهاي لازم ( ازطريق آموزش و پرورش )

3محتوايي كه معلم توليد مي نمايد.

به طور كلي محتوا بر اساس چهار شاخص اصلي شكل مي گيرد:

1كيفيت فني                                                    1جذابيت                                    

 1 كيفيت آموزشي                                           1 تطابق با برنامه درسي

 

مديريت :

مديريت كارا و اثر بخش كه بتواند منابع و فرآيندهاي مورد نياز براي پشتيباني تدريس و يادگيري را هدايت نمايد.

اصول حاكم بر مديريت مدرسة هوشمند

3اداره امر آموزش مدرسه

3افزايش مشاركت والدين و جامعه

3مديريت معلمان توانمند و متخصص

3خصيص منابع به نفع حداكثر دانش آموزان

3فراهم آوردن محيطي سالم در مدرسه

3اطمينان از امنيت مدرسه و كاركنان آن

3بهره برداري از فناوري و اداره آن به طور كارآمد و اثر بخش

 

وظايف مدير

رهبري مدرسه

- ارتباطات مناسب با والدين و جامعه

- سياستگذاري در راستاي اهداف آموزش و تربيتي

- مديريت برنامۀ آموزش متناسب با محيط ياددهي - يادگير

امور دانش آموزان

- تهيه سيستم جامع اطلاعات دانش آموزان به منظور ذخيره سازي بازيابي و گزارش دهي همه اطلاعات دانش آموزان .

-  تسهيل فرآيند ثبت نام

- مشاوره و رسيدگي به امور آموزشي و تربيتي دانش آموزان

- مديريت آزمون ( شكل . نوع . صحت . نتايج )

- پيگيري امور بهداشت . بيمه و غيره

منابع آموزشي

- آشنايي با استفاده از پايگاه اطلاعاتي جامع آموزشي براي دسترسي سريع و ساده دانش آموزان و معلمان .

- فراهم ساختن منابع متناسب با نياز معلم و دانش آموز به صورت الكترونيكي و چاپي ( كتابخانه الكترونيكي و........)

- آشنايي با نرم افزار هاي آموزشي .

- تدوين برنامۀ درسي متناسب با منابع آموزشي .

امور مالي

- سيستم  جامع حسابداري با توانايي توليد گزارشهاي مورد نياز به صورت خودكار.

- بازرسي و كنترل جامع براي اطمينان از كاركرد درست نظام  مدرسه.

- بودجه ريزي سالانه و برنامه ريزي بلند مدت .

منابع انساني

- برنامه ريزي معلمان ( زمان بندي - ارزيابي )

- ايجاد سيستم جامع منابع انساني ( كارگزيني - آموزشي - تحصيلات - مرخصي ها - مهارت آموزي ).

- ارتقاء نيروي انساني ( مديريت برآموزش معلمان كادر اداري )

- اداره برنامه كاري كاركنان بوسيله دسترسي آسان به اطلاعات .

امنيت

- ايجاد ايمني مناسب براي دانش آموزان با سنين و نيازهاي مختلف

- ايجاد امنيت اطلاعات و دسترسي محدود فقط براي پرسنل مسئول

- تامين امنيت فيزيكي تجهيزات IT

- تامين امنيت فيزيكي اقلام مدرسه

فناوري

- نظارت برپياده سازي اجزاء فناوري در مدرسه

- برنامه ريزي واقع گرا براي توسعه قابليتهاي IT

- نظارت و هماهنگي لازم براي پشتيباني از اجزاء فناوري

- آموزش فناوريها

 

  مسئوليتها و مهارتهاي حرفه اي

مدير

مدير اين مدرسه در اداره مدرسه با اطلاعات و فرآيتدهاي هماهنگي سركار دارد . اثر بخشي مديريت در مدرسۀ هوشمند از طريق استفاده از فناوري اطلاعات ني باشد . مدير مدرسه بايد تحت آموزش مداوم فناوري اطلاعات باشد تا در اداره تجهيزات و فناوري و روشها توانمند گردد.

نكته : منظور از مهارتهاي اوليه IT شامل آشنايي با  ICDL ( word ، power point) ومهارتهاي  استفاده از محيط WEB مي باشد.

آموزشهاي مورد نياز :

- مهارتهاي اوليه  IT  ( word ، power point)

- نرم افزارهاي چند رسانه اي مرتبط با آموزش ( محتواهاي درس )

- نرم افزارهاي آموزشي و كمك آموزشي درسي ( طلاعات اوليه )

- نرم افزارهاي ويژه مديريت ( بانك هاي اطلاعاتي مرتبط )

- نرم افزارهاي اداري مانند ( نرم افزارجامع مدرسه )

نقش ها و مسئوليتها:

- تنظيم اهداف قابل حصول براي مدرسه با بررسي نيازهاي دانش آموزان ،اولياء و مردم

- برنامه ريزي براي ارتقاء دائمي مهارتهاي كاركنان اداري در زمينه كاربرد رايانه در امور اداري

- برنامه ريزي راهبردي براي فعاليتهاي محوله به مدرسه

- تبادل نظر با معلمان در مورد چگونگي بهبود شيوه هاي ياددهي - يادگيري در دنياي پر تحول امروزي

مهارتها :

- بكرگيري و عملياتي كردن تئوريهاي مديريت

- مهارتهاي خود رهبري ، انگيزش ، نوآوري ، خلاقيت ، كار گروهي

- توانايي استفاده از فناوريهاي مربوط در اداره مدرسه

- رهبري آموزشي

- كاربرد نرم افزارهاي چند رسانه اي  و مديريتي

معلمان

معلمان در مدرسه هوشمند نقش هدايتگر را دارا هستند . در اختيار قراردادن منابع و تشويق دانش آموزان و امر هدايت آموزش در مدرسه به عهده معلمان مي باشد و دانش آموز يادگيري را خواهد آموخت . مهارتها و آموزش دقيق و كارآمد معلمان عاملي مهم و نياز اساسي در مدرسۀ هوشمند مي باشد .

آموزشهاي مورد نياز :

- مهارت IT  ( word ، power point)

- كاربرد فناوري در فرآيند ياددهي - يادگيري ( برنامه درسي ، روش تدريس ، محتوا و ارزيابي )

- نوآوري در فعاليتهاي ياددهي - يادگيري

نقشها و مسئوليتها:

- برنامه ريزي و تدارك امور تدريس

- مديريت فناوري آموزشي

- رسيدگي به وظايف تخصصي در محيط ياددهي - يادگيري

- ارائه آموزش اثر بخش

مهارتها

طراحي آموزش

- فرآيند مديريت كلاس

- ارزيابي يادگيري دانش آموز

- انتخاب منابع متناسب با دانش آموز

- استفاده مناسب از فناوري در امر آموزش

كاركنان اداري

كاركنان اداري مدرسه كه مسئوليت آنها شامل نگهداري پرونده هاي دانش آموزان ، كاركنان ( آموزشي و غيرآموزشي ) ، امور مالي ،

روابط عمومي مدرسه ، انبار مدرسه و امور مربوط به رفاه دانش آـموزان و كاركنان مي باشد .

در مدرسه هوشمند اين وظايف به كمك فناوري انجام مي شود . كاركنان مدرسه بايد با نحوه اتوماسيون اداري آشنا باشند ، در واقع آنها بايد با مهارتهاي اوليه  IT  ( word ، excel)و واژه پردازها و صفحه گسترده ها  آشنا باشند.

آموزشهاي مورد نياز:

- مهارتهاي پايه IT  ( word، excel)

- نرم افزار هاي مديريتي

نقشها و مسئوليها :

-  امور مالي مدرسه

- نگهداري پرونده دانش آموزان و كاركنان

- اداره امور مربوط به رفاه دانش آموزان و كاركنان

مهارتها :

- مهارت در IT  ( word، excel)

- كاربرد واژه پردازها

- كاربرد نرم افزارهاي مديريتي

1مسئول كارگاه رايانه

حضور يك نفر هماهنگ كننده امور رايانه و فناوري در مدرسه الزامي است .همچنين اين فرد مسئوليت راهمايي و كمك به آموزش معلمان در آموزش كارآمد با استفاده از فناوري را بر عهده دارد . در نتيجه مسئول كارگاه رايانه بايد معلمي ، با توانايي استفاده از IT در زمينه آموزشي و مديريتي باشد.

آموزشهاي مورد نياز :

- مهارتهاي پايه و تخصصي IT

- بكارگيري IT در فعاليتهاي ياددهي - يادگيري

- خلاقيت و نوآوري در فعاليتهاي ياددهي - يادگيري

- ايفاي نقش به عنوان راهنما و پشتيبان آموزشي

- كمك به برنامه ريزي ارتقاء فني مداوم مدرسه و اعضاي آن

- آشنايي با سخت افزار و شبكه

نقشها و مسئوليتها

- حل مشكلات فني و شبكه و رايانه ها

- پاسخ به نيازهاي معلمان در مورد مسائل فني در كلاس درس

- همكاري با مدير در بكارگيري نرم افزارهاي مديريتي

- كمك در انتخاب و ارزيابي محتواهاي الكترونيك

- راهنمايي و آموزش معلمان در آموزش كارآمد از ابزارهاي فناوري

- نظارت بر نگهداري همۀ تجهيزات فني

- ارتباط با ستاد پشتيباني فني مدارس در خصوص تعمير ، جايگزيني و ارتقاء فني تجهيزات در موارد لزوم .

- حفظ همگامي با توسعه فناوري .

مهارتها :

- مهارتهاي پايه تدريس

- مهارتهاي پايه IT

- مهارت در بكارگيري ابزارهاي فناوري براي جمع آوري اطلاعات ، آموزش ، فرآيند مديريت و ارتباطات

1اولياء دانش آموزان

والدين  دانش آموزان نقش اساسي در دست يابي به اهداف مدرسه و رشد متوازن و كلي دانش آموزان ايفاء مي كنند . افزايش مشاركت والدين در فرآيندهاي آموزشي اين مدرسه از اولويتهاي مهم مي باشد . والدين مي توانند به عنوان منابع آموزشي تلقي مي شوند و اين مشاركت در فرآيند مادام العمرآنها نيز مفيد خواهد بود.

راهبردها و خط مشي ها :

- برنامۀ كلي براي والدين دانش آموزان مدرسه

2رسانه ها ( چاپي - الكترونيكي )

2 نمايش و ارائه دستاوردها

- برگزاري نشستهاي مستمر در مورد نقش والدين در فرآيند تربيت دانش آموز

 - برگزاري دوره هاي IT براي اوليا ء ( به صورت محدود )

- جلسه ماهانه و تشكيل گروههاي پشتيباني

- اردوهاي IT در مدرسه

- تابلوي اعلانات اولياء در سايت مدرسه

- صفحۀ ويژه والدين در سايت مدرسه

نقشها و مسئوليتها:

- تامين نيازهاي آموزشي فرزند خود

- پيگيري مراحل پيشرفت فرزند خود

- راهنمايي ، ايجاد انگيزش ، مشاوره با فرزند خود

- پشتيباني از فعاليتهاي مدرسه

مهارتها :

- توانايي استفاده ز پايگاه اطلاعاتي مدرسه

- آشنايي با فرآيندهاي آموزشي

 

فناوري

شبكۀ رايانه اي

شبكه اي از رايانه ها كه در آن بتوان منابع را به اشتراك گذاشت يكي از اساسي ترين بخش هاي مدرسه هوشمند مي باشد . شبكه در يك مدرسه هوشمند بخش هاي مختلف مدرسه را تحت پوشش قرار مي دهد. اين بخشها شامل دفاتر مدير، كاركنان اداري ، معلمين و كلاسهاي درس ،  كتابخانه و محل ورود و خروج دانش آموزان مي باشد.

نظر به اهميت شبكه توجه به امنيت چنين شبكه اي مهم و حياتي است ، امنيت شبكه چه در بعد محرمانه بودن و چه در بعد حفظ اطلاعات ، بايد با توجه به استانداردهاي لازم تعريف گردد.

محتواي الكترونيكي

محتواي الكترونيكي اصلي ترين بخش در آموزش الكترونيكي در يك مدرسه هوشمند مي باشد . يك محتواي الكترونيكي بايد از استاندارهاي  مشخصي برخوردار باشد تا بتواند ارتباط با مخاطب را به خوبي برقرار نمايد. توليد محتواي الكترونيك از طريق معلم يا سازمان آموزش و پرورش انجام مي پذيرد، كه در هر دو صورت رعايت استانداردها لازم است .

محيط ارتباطي بين اجزاء مدرسۀ هوشمند (platform)

مديريت آموزشي ، ارزيابي هوشمند ، محيطهاي گفتگوي دانش آموزان ، معلم و مدير، ارتباط با والدين ، نياز به يك بستر نرم افزاري دارد.

اين بستر كه به صورت مدلهاي مجازي به كار گرفته مي شود platform نام دارد كه براي مدرسۀ هوشمند با توجه به نيازها و شكل كار بايد به طور مستقل تعريف گردد .

 

آموزش و پرورش

تجهيز مدارس

آموزش و پرورش به منظور پيشبرد اهداف آموزشي از طريق الكترونيك ، نياز دارد كه مدارس مجهز به فناوري داشته باشد ، مدرسۀ هوشمند به عنوان يك مدرسه الكترونيك كامل بايد از تجهيزات رايانه ، شبكه ، نرم افزارهاي مورد نياز غني گردد تا بتواند به اهداف مورد نظر خود دست پيدا نمايد .

تهيه و استاندارد سازي محتوا

از وظايف آموزش و پرورش تهيه محتواي متناسب با اهداف و سياستهاي آموزشي كل كشور مي باشد . ايجاد استانداردهاي لازم در اين زمينه از اصولي ترين راهبردها است تا با ارائه اين استانداردها بتوان محتواهاي توليد شده در بخش خصوصي و دولتي را محك زد و از آن در مدرسه هوشمند استفاده نمود .

قوانين لازم براي مدارس هوشمند

در برخي از بخش هاي مدرسه هوشمند نياز به تغيير قوانين و اعمال سياستها ي جديد مي باشيم كه اين كار دشوار ، بايد در طول زمان و با در نظر گرفتن شرايط فرهنگي كشور صورت پذيرد. از جمله بخشهايي كه در آن نياز به تغيير قوانين مي باشد :  

 الف )- بخش ارزيابي           ب )آموزش در بخش تربيت معلم        ج )- ساماندهي تجهيز مدارس

پشتيباني از مدارس هوشمند

با توجه به اينكه مدارس هوشمند در حال تغيير ساختار آموزش در كشور مي باشند . حمايت از اين طرح داراي اهميت ويژه اي است ، پر واضح است كه استفاده ابزار توانمند فناوري در زمينه آموزش مي تواند قابليتهاو استعدادهاي دانش آموزان را به منصه ظهور برساند .

ارزشيابي از مدارس هوشمند با در نظر گرفتن مدارس گواه 

وظيفۀ مهم آموزش و پرورش ارزشيابي و اعلام نقصها و ضعفهاي مدارس هوشمند مي باشد كه خود بايد داراي استانداردهاي لازم باشد كه بايد به بخش مربوطه در آموزش و پرورش ارجاع گردد.

مدرسه هوشمند

مدرسه هوشمند رويكرد جديد آموزشي است كه با تلفيق فناوري اطلاعات و برنامه هاي درسي، تغييرات اساسي در فرآيند ياددهي و يادگيJري را به دنبال خواهد داشت. در اين رويكرد نقش معلم به عنوان راهنما و نه انتقال دهنده دانش، نقش دانش آموز به عنوان عضو فعال، خلاق، نقاد و مشاركت جو، به جاي عضوي منفعل و مصرف كننده دانش و نظام ارزشيابي، به صورت فرآيند محور نه نتيجه محور، تغيير خواهد نمود. مدارس هوشمند تحولي عظيم را در نظام هاي آموزشي به دنبال خواهند داشت، به نحوي كه دانش آموزان قادر خواهند بود فناوري اطلاعات را در تمامي زمينه هاي آموزشي، از جمله مديريت و برنامه كلاس درسي به كار ببندند.

هدف نهايي از فعال نمودن مدارس هوشمند، تربيت نيروي كاري مجهز به مهارتهای رايانه ای و سواد اطلاعاتی است كه بتوانند نيازهاي زندگی در دنيای اطلاعاتی جديد را برآورده كنند. رويكرد مدارس هوشمند رويكردي جامع و تلفيقي است. از‌ آن جهت "جامع" است كه به منظور بـرآوردن نيـازهاي دانـش آمـوزان با روشهاي يادگيري متفاوت و استفاده از ابزارهاي چندرسانه اي (بصري، كلامي، شنيداري و عملي) تلاش خواهد شد تا زمينه رشد همه جانبه استعدادهاي دانش آموزان را تدارك ببيند و  به اين دليل "تلفيقي" است كه به جاي استفاده ابزاري از فناوري اطلاعات، با تلفيق ميان برنامه هاي درسي و روش ها و شيوه هاي يادگيري، نسبت به كارآمد و اثربخش نمودن نظام آموزشي اقدام گردد. به علاوه مدل هاي آموزشي مدارس هوشمند شركت فعالانه دانش آموزان را طلب مي كند.

 مدارس هوشمند محيط همكاري و رقابت هستند و مواد آموزشي و تمرينات جهت بسط اين مهارتها در دانش آموزان طراحي شده اند. به عبارت ديگر مدارس هوشمند شامل اجزاي درهم تنيده اي است كه به منظور انگيزش حس كنجكاوي دانش آموزان و مشاركت فعال آنها طراحي شده اند تا با هماهنگ نمودن تلاش دانش آموزان، معلمان

هدف نهايي از فعال نمودن مدارس هوشمند، تربيت نيروي كاري مجهز به مهارتهای رايانه ای و سواد اطلاعاتی است كه بتوانند نيازهاي زندگی در دنيای اطلاعاتی جديد را برآورده كنند.

و مديران در محيطي جامع و تلفيقي، نسبت به برآورده نمودن تمامي نيازهاي آموزشي افراد اقدام نمايند.

 مدارس هوشمند داراي ويژگيهاي زير هستند:

1- يك برنامه آموزشي گسترده كه تواناييها و نيازهاي متفاوت همه دانش آموزان را در برمي گيرد.

2- فضاي آموزشي مناسب و سودمند براي يادگيري

3- مشاركت و حمايت سطح بالاي والدين و جامعه

سناريوي اصلي مدارس هوشمند، فراتر از صرف تعامل دانش آموزان، با استفاده از آخرين تكنولوژي روز مي باشد. به جاي آموزش انفرادي، دانش آموزان  به طور فيزيكي يا مجازي در تيمها فعاليت مي كنند. معلمان نيز به عنوان تسهيل كنندگان فرايند آموزشي فعاليت کرده و دانش آموزان را در راستاي كسب دانش هدايت مي كنند. فراگيران فعال، مي توانند با سرعت بيشتري به سمت مطالب جديد و پيچيده تر پيشرفت كنند در حاليكه فراگيرانِ كندتر تا زمانيكه آمادگي كامل پيدا كنند ادامه مي دهند.

 به طور خلاصه، هر كس داراي فرصتي عادلانه جهت آموزش، متناسب با توانايي و سرعت خويش مي باشد.

دانش آموزان پس از اتمام دوره تحصيلي در مدارس هوشمند واجد توانمنديهای زير می شوند :

1- خلاق و نوآور در فرايند تفكر

2- ماهر در ارتباط با تكنولوژيهاي نوين

3- قادر به دستيابي و مديريت اطلاعات

به نقل از سایت:

www.rayazeytoon.com